Tag Archives: حزب سکولار ایران

بیانیه به صورت پی دی اف

اعلام همدردی با خانواده قربانیان آتش سوزی ساختمان پلاسکو

و هشدار در مورد وقوع زمین لرزه در تهران

تاریخ: ۱ بهمن ۱۳۹۵

حزب سکولارِ ایران همچون بسیاری از هم میهنان، سوگوار جان باختن جمعی از هموطنان عزیزمان، از جمله  ده ها تن از آتش نشانان عزیز کشورمان در حادثه فرو ریختن ساختمان پلاسکو است.

در سالهای اخیر که آسمان کشورمان را ابرهای تیره فرا گرفته است، این دلیری آتش نشانان کشورمان بوده که یادآور رشادت ایرانیان است. حزب سکولارِ ایران با خانواده تمامی هموطنان جان باخته ابراز همدردی می کند و  آتش نشانان جان باخته را مظهر شجاعت می خواند و یادآور می شود که این دلاوران برای همیشه در قلب ملت ایران زنده باقی خواهند ماند.

صد البته که تنها واکنش به این فاجعه، سوگواری نمی تواند باشد، و حزب سکولارِ ایران شایسته می داند تا نکات ذیل را به آگاهی مردم ایران برساند:

  • واگذاری مدیریت در عرصه های گوناگون، به ویژه مدیریت شهری به افراد نالایق یکی از سیاست های حکومت ج.ا. است، و فاجعه اخیر نشانگر وجود مدیران سفله در بخش های گوناگون است، به عنوان مثال:

الف) چرا استانداردهای لازم در خصوص جلوگیری از آتش سوزی در ایران رعایت نمی شود؟ و چرا به مردم آموزش های لازم داده نمی شود؟

ب) چرا در مورد ساختمان های فرسوده ای همچون ساختمان پلاسکو، نسبت به سنجش امنیت آن اقدامی نشده است؟

ج) مدیریت بسیار ضعیف در واکنش به این فاجعه دردآور، نشانه ای از ناتوانی مقامات مسوول است، و چنانچه در هر کشور مردمسالاری، چنین فاجعه ای رخ می داد، مقامات مسوول با پیگرد قانونی روبرو می شدند.

  • مدیریت بحران ها یکی از شاخصه های نشان دادن «رتبه حکمرانی مطلوب» در هر کشوری است، و چنانچه در کشوری نمایندگان واقعی مردم قدرت را به دست داشته باشند، خود را در مقابل مردم مسوول دانسته و با برنامه ریزی صحیح، جلوی وقوع چنین فجایعی را خواهد گرفت.
  • این فاجعه زنگ خطری است تا نشان دهد که اولا مدیران شهری در ایران هیچ پیش بینی در خصوص فجایع اینچنینی نکرده اند، و امکانات لازم را تدارک ندیده اند، و دوم اینکه مدیریت بسیار ضعیف آنها خود باعث وخیم تر شدن هر فاجعه ای می گردد.
  • حزب سکولار ایران باور دارد که این فرو ریزی ساختمان پلاسکو نبود که جان شهروندان ایران را گرفت، بلکه مدیریت افراد نالایقی که قدرت را قبضه کرده اند، باعث وقوع این فاجعه شد.

اعلام خطر در مورد زمین لرزه در تهران:

حزب سکولارِ ایران با نگرانی بسیار مایل است امکان وقوع زمین لرزه احتمالی در تهران را یادآور شده، و یادآور می شود که با توجه به نکات ذیل، خطرات بسیار زیادی مردم تهران را تهدید می کند:

  • در سالهای اخیر و به دلیل مدیریت غلط در شهرداری تهران، سیاست بلندمرتبه سازی در تهران پیگیری شده، و متاسفانه به دلیل فساد و مدیریت غلط، بسیاری از این ساختمان ها از ایمنی لازم برخوردار نیست،
  • لوله کشی گاز در تهران بدون توجه به استانداردهای جهانی و خطر وقوع زلزله در تهران انجام شده است، و انفجار این لوله ها در اثر زمین لرزه، فاجعه آمیز خواهد بود،
  • امکانات آتش نشانی و اورژانس در تهران بسیار ضعیف بوده و امکان خدمات رسانی در فجایع محدودی همچون فرو ریزی یک ساختمان را ندارد،
  • وجود افراد سفله در مسند مدیریت نیز باعث وخیم تر شدن این فاجعه خواهد گشت.

حزب سکولارِ ایران به مردم ایران یادآور می شود که فاجعه ای عظیم در کمین مردم تهران است. و وجود افرادی کوته فکر و تمامیت خواه در مسند قدرت در ایران، باعث شده تا هیچ علاجی برای این خطر اندیشده نشود.

تنها روش اداره بهینه جامعه، و کاهش خطرات اینچنینی، واگذاری حکومت به نمایندگان واقعی مردم ایران است.

 

سیاست سرای حزب سکولار ایران

- سکولاریسم چیست؟

سکولاریسم یک اصل است که دو خواسته و هدف پایه را در بَر می گیرد؛ نخستین برنامه جدایی روشنِ دین و نهاد هایِ مذهبی از حکومت است و دیگری برابری تمامی مردم با هر باورِ دینی، در پیشگاهِ قانون است؛ این بدان معناست که در یک جامعه سکولار، یک فردِ مسلمان با یک فردِ مسیحی، یهودی و یا خدا ناباور در نزدِ قانون برابر بوده و از حقوق یکسانی برخوردار است و هیچ فرقی میان ایشان نیست.

جدایی دین از دولت اساس و بنیانِ سکولاریسم است؛ این قانون تضمین می کند که گروه های مذهبی و نهاد های دینی در کارِ دولت کمترین دخالتی نمی کنند و همچنین اجازه فضولی حکومت در کارهای نهاد های مذهبی را نمی دهد؛ می توان گفت که سکولاریسم اصلی است که مرزهای مشخص و ملموسی را بین مذهب و حکومت کشیده و اجازه نمی دهد تا این دو نهاد، در امور یک دیگر سَرک کشیده و دست درازی کنند.

جدایی دین از دولت و کوتاه کردن دستِ نهاد های مذهبی از امورِ مملکت داری در حقیقت حافظِ حرمت و ارزش دین و باورهای قلبی مردمان است؛ چنانچه که به وضعیت ادیان و جایگاه شان در ایران زمین نگاهی بیاندازیم درخواهیم یافت که وجود یک حکومت مذهبی و توتالیتر موجب ایجاد موج عظیمی از نفرت و دشمنی از سویِ جوانانی که به وسیله احکام قرون وسطایی دینی آزار دیده اند، در برابر باورهای دینی مردمان گشته است.

- جامعه سکولار، چه ویژگی هایی دارد؟

یکی از اهداف سکولاریسم تضمین و پاسداشتِ آزادی ادیان و حق داشتن آموزش های دینی برای تمامی شهروندان است؛ در یک جامعه سکولار که آزادی دین وجود دارد دیگر با قوانینِ ضد انسانی دینی همچون اسلام که برای کسانی که اسلام را ترک می گویند، حُکم مرگ صادر می کند، رو به رو نخواهیم شد؛ چرا که هر فردی آزاد است تا پیرو هر باوری باشد که می خواهد و محدودیتی برای وی وجود ندارد.

در یک جامعه سکولار هر شهروندی حق دارد تا آزادانه افکار و باورهایش را به دیگران معرفی کند و از آزادی کامل بیان و اندیشه برخوردار است؛ این قانون برای باورمندان به ادیان و شهروندان خدا ناباور و یا ندانم گرا، به صورت برابر و مساوی عمل کرده و کمترین تفاوتی میان یک فرد خدا ناباور با یک مسیحی، یهودی و یا مسلمان وجود ندارد و همه از حق آزادی بیان و پندار بهره می برند.

در یک جامعه سکولار تمامی شهروندان در برابر قانون و دولت مساوی اند و باورها و عقاید مذهبی شان کمترین تأثیری در حق و حقوق ایشان ندارد و عدالت اجتماعی شامل حال همگان می گردد. در ایرانِ اسلامی مسلمانان شیعه شهروندان درجه یک، مسلمانان سنی شهروندان درجه دو و مسیحیان، زردشتیان، یهودیان، بهاییان، دراویش و... در درجه های بسیار پایینتری قرار دارند و دِگر اندیشان نیز از هیچ حقی برخوردار نیستند.

این عدالتِ دینی و مذهبی است که گروهی خاص را نسبت به سایر شهروندان جامعه برتر و شایسته تر می خواند و عدالت به صورت گزینشی برقرار می شود. در ایرانِ اسلامی باورمندان به ادیانی به غیر از اسلام، حتی حق تحصیل نیز ندارند و با هزاران مشکل و درماندگی می توانند دوره دبیرستان را به اتمام برسانند.

در یک جامعه سکولار تمامی شهروندان برابرند و عدالت به صورت یکسان برای همگان اجرا می شود. سکولاریسم حقوق بشر را به هر دین و مسلکی ترجیح می دهد و در برابر قوانین خشک و ضد انسانی و قرون وسطایی ادیان، از زنان و کودکان و دگر باشان محافظت می کند.

ما همگی از بیمارستان ها، مدرسه ها، ایستگاه های پلیس و دیگر مراکز خدماتی و دولتی استفاده می کنیم؛ این نکته که این مراکز باید سکولار باشند بسیار حیاتی است چرا که هیچ کس نباید به خاطر باور دینی اش، نسبت به شخصی دیگر از حقوقی بالاتر و یا پایین تر برخوردار باشد و همه باید به طور مساوی، از این خدمات و فارغ از باورهای دینی شان بهره ببرند.

تمامی مدارس دولتی باید سکولار بوده و از آموزش های دینی به کودکان و دانش آموزان بپرهیزند؛ فارغ از اینکه دین پدران و مادران دانش آموزان چیست، تمامی کودکان و نوجوانان با هم در یک مکان تحصیل کرده و مدارس دولتی که بودجه شان توسط حکومت تأمین می شود اجازه آموزش ایمان مذهبی و یا تبلیغ مذهبی خاص را ندارند.

خداناباوری پنداری است که وجود خدایی قادرِ مطلق و هرگونه توهم فرا طبیعی را رَد کرده و خرد، منطق و علم را جایگزین ایمان مذهبی نموده است. جامعه خداناباور همواره حامی و پشتیبان سکولاریسم است ولی سکولاریسم در پیِ پشتیبانی از یک گروه خاص دینی و یا غیر دینی نبوده و نیست و استقلال خود را حفظ کرده و می کند و در سددِ خدا ناباور نمودن هیچ یک از شهروندان جامعه نیست.

در یک جامعه سکولار مردم دیندار حق دارند که باورهای دینی شان را در اجتماع بیان نمایند ولی شهروندانی که مخالف آن باور دینی هستند نیز از حق نقدِ آن مسلک، پرسشگری و ابراز مخالفت خود با آن باور برخوردارند. باور های مذهبی، پندار ها و سازمان ها نباید از مزیت برخورداری از امنیت به دلیل حق آزادی بیان، لذت ببرند.

در یک جامعه دموکرات، تمامی باور ها و پندار ها می توانند بسیار آزادانه به چالش کشیده شوند و شهروندان حقوق اجتماعی دارند ولی ایده ها و باورها از حقوقی برخوردار نیستند. در یک جمله سکولاریسم بهترین راهی است که ما به کمک آن می توانیم جامعه ای بسازیم که در آن تمامی شهروندان فارغ از باورهای مذهبی شان، با یکدیگر در سایه امنیت و عدالت اجتماعی و آرامش و صلح و دوستی زندگی کنند.

- نَقد مَذهب و پدیده احساسی مَذهب ستیزی:

در طیف خداناباوران دو مکتب فکری متفاوت وجود دارد: پَندار خداناباوریِ پَسادینی و پَندار خداناباوریِ مَذهب ستیز، نمونه بارز پندار پَسادینی پرفسور دَنیل دنت است و نمونه پندار مَذهب ستیز، زنده یاد کریستوفر هیچنز! پندار پَسادینی، مَذهب را بخشی جدانشدنی از تاریخ فرگشت انسان ها می داند و باور دارد که دین در زمانی از تاریخ، مزیت هایی برای انسان ها داشته و با گذشت زمان و پیشرفت آدم و گسترده تر شدن دانشش، امروز جایگاهش هم ردیف دیگر افسانه های تاریخ بشر است.

خداناباورانِ پَسادین به نَقد مذهب و نهادهای مَذهبی می پردازند اما قابلیت هم زیستی با افراد دیندار را نیز داشته و به حق آنان برای باورمند بودن احترام می گذارند، به تَعریفی دیگر به در خانه افراد مَذهبی نرفته و داد نمی زنند که شما باورهای احمقانه دارید! نقد مذهب آنان در چهارچوب منطق و عقل و دانش و اخلاق شکل می گیرد و می دانند که امکان ندارد تا تمامی مردمان جهان، خداناباور باشند و چنین رویای کودکانه ای نیز ندارند.

دُنیایِ ایده آلِ یک خداناباورِ پَسادین، یک جَهان سکولار است که بر مَبنای احترام به حقوق انسان ها و خردگرایی و منطق و عَقلانیت شکل گرفته و قوانین مَذهبی در اداره آن جَهان، کمترین نَقشی نیز ندارند، حقوق زنان و کودکان و دگرباشان و دگراندیشان محترم خوانده شده و هر کسی حق دارد تا در قلب و ذهن خود، به هر چه که می خواهد ایمان داشته باشد.

پندار مَذهب ستیز نقطه مقابل پَسادینی است؛ این جنبش احساسی که اساسش را نفرت و انزجار و خشم تشکیل می دهد، انسان های مذهبی را تحقیر کرده و با خودبرتر بینی و خود شیفتگی خاصی، هرکسی که با وی موافق نباشد را نادان و احمق می خواند! به گمان نگارنده این دیدگاه هرچند لایه هایی از منطق، عقل، دانش و خردگرایی را در خود دارد، اما به دلیل حمایتش از خشم و نفرت و بال و پر دادنش به تعصب و دیوار کشیدن میان انسان ها، بسیار ترسناک است.

راه رسیدن به سکولاریسم و برخورداری تمامی شهروندان از حقوق انسانی شان، نَقد درست مَذهب است و مَذهب ستیزی فقط و فقط به جدا شدن هر چه بیشتر افراد مَذهبی از خداناباوران شده و باعث می شود که ایشان از ترس حضور ناباوران، به دامان حکومت های مذهبی پناه ببرند چرا که دست کم، زیر سایه آن دولت ها، ایشان و مذهب شان در امان خواهند بود.

دانلود به صورت پی-دی-اف

نامه سرگشاده خطاب به ملت بزرگ ایران -حزب سکولار ایران

تاریخ: ۲۹/۱۲/۱۳۹۴

شماره: الف-۱/۱۳۹۴

نامه سرگشاده خطاب به ملت بزرگ ایران

هموطنان گرامی، 

فرارسیدن نوروز این جشن چند هزار ساله را- به یکایک شما زنان و مردان ایران در هر نقطه گیتی  شادباش می گوییم.

در درازای این کشور کهن، بارها ابرهای تیره، آسمان کشورمان را فراگرفته اند، اما همیشه ملت ایران سرافراز و سربلند از بوته آزمایش بیرون آمده و پایدار باقی مانده است. شوربختانه این روزگار، یکی از آن دوره های تاریک تاریخ کشورمان است، و حکومتی تمامیت خواه، قدرت را در ایران قبضه کرده، و با کردار نادرست خود، فلاکت مردم ایران را رقم زده، و باعث بدنامی کشور عزیزمان گشته است.

سربلندی یک ملت، تنها به دست همان ملت ایجاد می شود، از این رو، اکنون وظیفه ای تاریخی بر گرده ایرانیان است تا برای بازپس گیری کشور خود از دست چنگیزیان، سینه سپر نموده، و پا به میدان گذارند. از این رو، تنی چند از کنشگران داخل و خارج از کشور، دست به دست یکدیگر داده تا یک نهاد سیاسی حرفه ای را پایه گذارند.  در اینجا به آگاهی شما می رسانیم که حزب سکولار ایران مراحل نهایی ثبت خود در آلمان را طی می نماید.

بی نیاز به یادآوری است که این حزب، حکومت اسلامی را یک حکومت غیر مردمی و غیر انسانی می داند، و خواستار واگذاری حاکمیت مردم ایران به مردم ایران، و جدایی دین از حاکمیت است، و برای رسیدن به این هدف، تمامی تلاش خود را به کار خواهد بست.

جدایی دین از سیاست و خردگرایی، بن مایه نگرش ما به دنیای سیاست است،  ما به عدالت اجتماعی و زندگی همراه با ارج؛ برای شهروندان ایران باور داریم. ما خواهان رفع تبعیض از جامعه هستیم. حزب سکولار ایران باورمند به جدایی دین از سیاست، مردم سالاری پارلمانی و خردگرایی است. امیدواریم که همه‌ی کسانی که چهارچوب اندیشه‌ی سیاسی حزب سکولار ایران را با دیدگاه‌های خود هم‌خوان می‌بینند، این حزب را خانه‌ی سیاسی خود بدانند، و دست به دست هم در زیر چتر این حزب تلاش کنیم و گام برداریم.

هزاران سال است که نوروز، نماد «نو-زایی»، شادی، شادکامی، و زندگی برای ایرانیان است، و این رسم فرخنده، چون ستونی پایدار، فرهنگ ملی ایرانیان را استوار و سرفراز نگاه داشته است. از این رو، نوروز را برای آغاز فعالیت این حزب بر گزیده ایم، تا فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم.

امضا کنندگان: بیست و نهم اسفند ماه نود و چهار

هاله باقر زاده، یاشار پارسا حامد تهرانی،

نوید فاضل، بهشاد هستی بخش، و تنی چند از کنشگران داخل کشور

پیوند برای دسترسی به مرامنامه حزب:      http://goo.gl/kiK8PW