چالش سنت ها، طرز تفکرات و فرهنگ سیاسی

اولین قدم در مسیر مقابله با هر چالشی قبول وجود نیاز به چالش است. از آنجا که انسان با قدرت تصمیم گیری و اجرای تصمیمات در تعیین سرنوشت خود مسول است و بقول جمله معروف دکارت: "من فکر می کنم بنابراین من هستم" راه حل این چالش بزرگ را ما باید در تغییر و رفرم فرهنگ سیاسی بیابیم

ما ایرانیان همانند دیگر ملل جهان قادر به استفاده از قدرت تفکر خود هستیم. در نتیجه چالش کشیدن فرهنگ سیاسی برای مدرنیزه کردن سنت ها و طرز تفکرات کهنه ضروری است. برای روند ارزشیابی لازم به مقایسه فرهنگ سیاسی سنتی ایرانی با فرهنگ سیاسی جوامع پیشرفته است. در این روند ما به اصل اتکا به عقل و خرد در زندگی و روزمره و سیاسی پی میبریم. با به چالش کشیدن فرهنگ سیاسی بعضی از روش ها و طرز تفکرات را عوض می کنیم و با سوالات و گاه پاسخ های جدیدی روبرو می شویم. چنین است که ما کم کم از مرحله فرهنگ سیاسی سنتی به فرهنگ سیاسی پیشرفته رشد خواهیم کرد

پیشرفت جامعه بشری مستلزم تغییر ارزشها‚ سنن و تفکرات حاکم است. این پیشرفت با خصوصیت خودخواهی انسان توام آمیخته است بدین معنا که هر فردی برای رسیدن به خواسته های شخصی و ادامه بقا همزیستی با هم نوع ‚ همفکر و هم سنت خود را انتخاب می کند و برای رسیدن به اهداف مشترک در مسیر همزیستی بر یک سری قوانین و مقرارتی توافق می کند. خودخواهی افراد جامعه الزاما یک صفت منفی نیست اگرچه که اختلاف و تضاد خواسته ها گاه منجبر به برخورد، اختلاف و در شرایط حاد جنگ می شود

انسان با داشتن قدرت تفکر و تصمیم گیری نباید در مقابل عوامل خارجی تسلیم شود. کاملا بالعکس هر یک از افراد جامعه می تواند و باید سرنوشت و مسیر زندگی خود را بدست می گیرد. انسان که موجودی سیاسی است می تواند برای همزیستی سیاسی سازش و تحمل را به ستیز و جنگ ترجیح دهد و با نونگری و بازنگری به سنت ها، ارزشهای و معیارهای جامعه گاه تغییر و تحول را بعنوان راه حل مناسبی برای پیشرفت تشخیص دهد. این تغییر و تحولات برای پیشرفت فردی و گروهی و همچنین ادامه بقا ضروری است

بدین ترتیب لازم است که ما ایرانیان نیز که طرز فکر مدرن بر پایه قدرت تصمیم گیری افراد و نحایتا جامعه برای تایین سرنوشت خود را جایگزین طرز تفکر سنتی که بر اساس مقصر دانستن عوامل، دول و ملل خارجی بعنوان منبع مشکلات زمانه و روزمره کنیم. در این مرحله به کافی است به ایمانوئل کانت (فیلسوف آلمانی قرن هجدهم) اشاره کنیم که انسان را موجودی آزاده و قادر به قدرت تصمیم گیری و تایین سرنوشت خود می داند . بنابراین اصل که یکی از ریشه های عصر خردگری و روشنگری است ایرانیان نیز همانند دیگر ملل جهان قادر به تصمیم گیری و تعیین شرایط فعلی و آینده خود هستند. البته شرایط خارجی همیشه در مسیر سرنوشت آدمی اثر می گذارد ولی این بمعنای مقصر دانستن عوامل خارجی در وضعیت خوب و بد حال و یا آینده نیست. بدین ترتیب ایرانیان نیز می توانند ( و یا شاید باید تاکید کرد که) سرنوشت خود را بدست بگیرند و تاریخ و گذشته را دلیل شکست در شرایط حال و یا آینده ندانند. این چالش بزرگ جامعه ایرانی است

بدیهی است که نظام ولایت فقیه در ایران ادعا بر مشروعیت بر اساس اصول اسلام جعفری دارد و ساختار حکومتی آن با تکیه به تفسیر از قوانین و سنن مذهبی بنیان شده است. همگی ما ایرانیان واقف هستیم که استدلال غلط قوانین و سنن مذهبی منجر به جنایات بی شماری ضد بشریت شده است. رژیم حاکم با مذهبی کردن کلیه جوانب فرهنگی تا کنون سعی در تحکیم نظام کرده کرده است. شرایط فعلی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مستلزم آغاز عصر خردگرایی و روشنگرایی در چهارچوب گیتی گرایی و یا سکولاریسم درایران فردا است

Sullivan, Immanuel Kant’s Moral Theory, 24.

نوشته بهشاد هستی بخش
سیاست ماورای یک بازی برد و باخت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *