حاکمیتِ قانون

ruleoflaw-headimg

وضعیت طبیعی دارای قانون طبیعی است که آن را کنترل و هدایت می‌کند و همه را به رعایت آن وامی‌دارد. این قانون که همان عقل است، به همه انسان‌ها که با آن مشورت می‌کنند می‌آموزد که هر کس مستقل، و همه باهم برابرند و هیچ‌ کس نباید به زندگی، سلامت، آزادی یا دارایی دیگران آسیبی برساند

جان لاک

فیلسوف سده هفده میلادی

اصل حاکمیت قانون بر اساس برابری همه شهروندان در مقابل قانون بنا شده است بدین معنا که هیچ فردی در جامعه ما فوق قانون نیست. مهم ترین کاربرد از حاکمیت قانون اصل اقتدار دولت تنها بر اساس مشروعیت مطابق با قوانین نوشته ، تصویب و منتشر شده و نیز اجرای قوانین با رعایت روندهای مشخص و تعیین شده است. حاکمیت قانون بر حفاظت شهروندان در برابر حکومت خودسرانه ، چه یک رهبر مطلقه و یا یک حکومت خودکامه تاکید می کند و مانع از اعمال قدرت بنحو مستبدانه می شود. فرضیه حکومت قانون نقطه تضاد دیکتاتوری و هرج و مرج است

اولین شرط حاکمیت قانون تعهد به انجام کارهایی است که قانونا مجاز باشد. رعایت این شرط شامل دولت و مقامات حکومتی نیز می شود. بدین ترتیب دولت و حکومت نباید ما فوق قانون و طبق خواسته خارج از حد قانونی عمل کنند زیرا که حتی مقامات حکومتی نیز باید تابع اصل حاکمیت قانون باشند. در جوامع مردم سالار حاکمیت قانون از حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شهروندان حمایت می کند

در دوران معاصر جوامع مردم سالار در ایجاد حقوق بشر به حقوق طبیعی انسان تاکید می کنند. حقوق طبیعی مبنا بر این است که همه انسان‌ها با آزادی و استقلال یکسان به دنیا می‌آیند و از حقوق طبیعی، ذاتی و غیر قابل واگذاری برخوردارند که شامل لذت‌بردن و دفاع از حیات و آزادی، تصاحب، تملک و محافظت از دارایی خود و همچنین جستجو و فراهم‌کردن خوشبختی و ایمنی است. این حقوق طبیعی به هر انسان در هر زمان و هر مکانی تعلق می‌گیرد

معنای عام حاکمیت قانون وجود نظم در کشور است. به عبارتی دیگر، وقتی افراد جامعه به گونه ای مشابه و با رعایت هنجارهای مشترک رفتار نمایند، به معنای آن است که قانون حاکم است. با این استنباط هیچکس (حاکمان و یا شهروندان عادی) از قانون بالاتر نیستند. حکومت‌های مردم سالار، قدرت را از طریق قانون به کار می بندند و خود ملزم به اطاعت از آن هستند. قوانین باید در جهت خواسته‌های مردم و نه هوس سران دولت و حکومت، مقامات نظامی، رهبران مذهبی یا احزاب تنظیم تصویب و اجرا شوند. مردم در جوامع دمکراتیک مشتاق به پیروی از قانون هستند، چرا که از قواعد و دستورات خودشان اطاعت می کنند. هنگامی که قانون توسط مردمی گذاشته می‌شود که باید از آن اطاعت کنند عدالت به بهترین نحو ممکن برقرار می شود

برای حاکمیت قانون، جوامع مردم سالار نیاز به دستگاه مستقل قضایی را شناسایی کرده اند تا با دارای اختیار، اقتدار، دارایی و اعتبار لازم جهت زیر سوال بردن مقامات حکومتی و حتی سران عالی رتبه در برابر قوانین اقدامات لازم به عمل آورده شود. لذا قوه قصایه در جوامع پیشرو مردم سالار از مقننه و مجریه کاملا جدا عمل می کند. با تشخیص به اهمیت نیروی قضایه در نحوه تفسیر درست قوانین و اجرای مناسب قضات باید تعلیم دیده، مستقل و بی طرف باشند

قوانین حکومت مردم سالار ممکن است که سرچشمه‌های گوناگونی از قبیل قانون های اساسی مکتوب، مصوبات و قواعد، آداب و رسوم فرهنگی دارند داشته باشند. اصولا این قوانین برای حفاظت از حقوق و آزادی های مردم پیش بینی های لازم را به عمل می آورند. قوانین برای همه شهروندان و حمایت یکسان از همگان در نظر گرفته می شود و نمی‌تواند تنها برای یک فرد یا گروه قابل اجرا باشد. حاکمیت قانون در جامعه تضمین کننده حقوق بشر و مانع از فرضا بازداشت خودسرانه شهروندان و تفتیش بی دلیل منازل یا مصادره اموالشان است. بعلاوه شهروندان متهم به جنایت، سزاوار محاکمه سریع و علنی هستند و حق دارند که با شاکیانشان مخالفت یا از ایشان سوال نمایند. اگر این افراد محکوم شوند، مجازات بی رحمانه و غیر معمول برای آنان در نظر گرفته نمی‌شود. شهروندان را نمی توان به اجبار وادار به شهادت بر ضد خودشان نمود. این اصل، از شهروندان در برابر اعمال فشار، سوء استفاده یا شکنجه حمایت می‌کند و اقدام پلیس را به چنین رفتارهایی به شدت کاهش می دهد

بهشاد هستی بخش

 

-----

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *