شایسته‌سالاری و سکولاریسم

شایسته‌سالاری و سکولاریسم

شایسته‌سالاری (به انگلیسی: مریتوکراسی meritocracy) این را می رساند که سنجه یِ برگزیدنِ کسان برایِ فرمانروائی، داشتنِ ویژگی هائی است که ایشان را شایسته تر و تواناتر از دیگران جلوه می دهد.

می توان به شایسته سالاری به دو دید نگاه کرد:

دیدِ یکم، شایسته سالاری به عنوانِ رویکردی در هنگامِ گزینشِ فرمان روایان می باشد. این گونه شایسته سالاری همراستا با دموکراسی و سکولاریسم است: هر شهروندی می تواند نامزدِ فرمانروائی شود، و هر شهروندی می تواند بر گزیند. لیک شهروندِ برگزیننده به جایِ این که الزاماً کسی از خاستگاهِ اجتماعیِ خود را برگزیند، رای به کسی می دهد که او را تواناتر و شایسته تر بداند.

دیدِ دوم، شایسته سالاری به گونه یِ نهادینه شده و شیوه یِ حکومتی است. در این رویکرد، قانون و یا قدرتِ حاکم ویژگی هایِ کسانی که شایسته یِ فرمانروائی هستند را تعیین می کنند. گونه ای از شایسته سالاریِ نهادینه شده را می توان در نظارتِ استصوابیِ شورایِ نگهبانِ جمهوریِ اسلامی یافت.

چون در این گونه یِ نهادینه شده یِ شایسته سالاری، تبعیض در توانِ بر گزیده شدن میانِ شهروندان رخ می دهد، با سکولاریسم سازگار نیست.

شاید در دیدِ نخست این نیاز احساس گردد که برایِ رهائی از ندانم به کاریِ عوام، سُکّانِ کشور به دستِ توانایِ گروهی سپرده شود که یخته تر و سنجیده تر از دیگران جامعه را به کرانه یِ رستگاری برسانند، لیک شایسته سالاریِ نهادینه شده  همواره این خطر را در بر دارد که فرمان روایان، این گروهِ شایستگان را به «باشگاهی» دگرگون کنند که تنها «خودی ها» توانِ بودن و درآمدن در آن را داشته باشند.

این برایِ گونه هایِ دلنشین ترِ شایسته سالاری مانندِ شایسته سالاریِ آکادمیک نیز صادق است، چون شایستگانِ امروز که به جایگاهِ فروانروائی برسند می توانند با دست اندازی هایِ آشکار و پنهان، راه را برایِ پیشرفتِ خودی ها باز کنند و بر رویِ دیگران ببندند.

پس همان بهتر که از همان آغاز از هر گونه تبعیضِ نهادینه شده پیش گیری کنیم، اگر چه در کوتاه مدت آن تبعیض را سودمند بدانیم.

نویدِ فاضل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *