تفاوتِ لائيک و سکولار

تفاوتِ لائيک و سکولار

در گفتمان هایِ اجتماعی با این پرسش رو به رو می شویم که آيا لائیسیته همان سکولاریسم است یا می توان میان این دو جهت گیریِ سیاسی تفاوت هایی پیدا کرد. برایِ پاسخ به این پرسش بد نیست که نگاهی به تاریخچه یِ واژه یِ لائيک بیاندازیم.

در زبانِ فرانسوی، واژه یِ «Laïque» هم در نقشِ اسم و هم در نقشِ صفت، به مانندِ اسمِ «Laie» در آلمانی يا «Layman» در انگليسی ريشه در واژه یِ یونانیِ «λαϊκισμός» دارد، و به معنایِ «ناکارشناس» به کار می رود، برایِ نمونه، کسی که در دانشگاه رشته یِ پزشکی نخوانده باشد در آلمانی «medizinischer Laie» و در انگلیسی «medical layman» به شمار می رود، اگر چه دانشِ گسترده ای در باره یِ پزشکی داشته باشد.

ولی در کاربردِ ويژه شده تر و گسترده تر، اين واژه بر مومنانیِ دلالت می کند که درجه یِ حوزه ای ندارند، هر چند آگاهیِ بالایی در زمينه یِ دين داشته باشند. در اروپا برایِ نمونه با انجمن هایی به نام هایِ «Laienorganisation» و «organisation laïque» رو به رو می شويم، که در آن کاتوليک هایی فراهم آمده اند که کشیش نیستند و اجازه یِ موعظه و اجتهاد از واتیکان ندارند، ولی در امورِ دینی صاحب نظر می باشند. بسیار پیش می آید که دیدگاه هایِ این انجمن هایِ آزاد با دیدگاه هایِ رسمیِ واتیکان همخوانی ندارند، برایِ نمونه در باره یِ جایگاهِ زن و نیز در زمینه یِ اجازه یِ به کار بردنِ کاندوم.

پس لائيک مومنی ست که عنوانِ حوزه ای ندارد و از مرجعی دستور نمی گيرد. گروه هایِ لائيک با این اندیشه در نبرد هستند که ارتباطِ مومن با خدا باید از کانال هایِ رسمیِ حوزه انجام گیرد: دین امری شخصی ست و هر کس می تواند همان گونه که دل و خردش می پسندند با خدا ارتباط بر قرار کند. به زبانِ مولوی:

هيچ آدابی و ترتیبی مجوی

هر چه می خواهد دلِ تنگت بگوی

از دیدگاهِ لائیسیته، مقامی نباید به دیگران ديکته کند که چگونه خدا را بپرستند و با او راز و نیاز کنند. این را هر کسی خودش می داند. در ادبیاتِ پارسی هم با این رویکرد آشنا هستیم، چنان که حافط می گويد:

عيبِ رندان مکن ای زاهدِ پاکيزه سرشت

که گناهِ دگری بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم اگر بد، تو برو خود را باش

هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار که کِشت

پس لائیسیته به عنوانِ جهت گیریِ سياسی هم راستا با سکولاریسم است، چون با این مخالف است که کسی یا مقامی به خود اجازه بدهد که روایتِ خود را از دین مطلق بداند و در باره یِ دین داریِ ديگران و درست و نادرست بودنِ آن داوری کند. به زبانِ ديگر، لائیک سکولارِ مومن است، در برابرِ سکولارهایِ بی دين. مجموعه ی لائیک ها، زير مجموعه ایست از سکولارها.

برایِ آگاهیِ ژرف تر خواندنِ دو دفترِ زير را سفارش می کنم:
۱٫ Hans Blumenberg "Die Legitimität der Neuzeit"
۲٫ Rolf Zerfaß: Der Streit um die Laienpredigt. Eine pastoralgeschichtliche Untersuchung zum Verständnis des Predigtamtes und zu seiner Entwicklung im 12. und 13. Jahrhundert. Freiburg (u.a.) 1974 (Untersuchungen zur praktischen Theologie der Seelsorge 2).

تعریفِ لائیک بودن و جنبشِ لائیک در درونِ کلیسا:
http://en.wikipedia.org/wiki/Laity
http://de.wikipedia.org/wiki/Laienbewegung
برایِ رویکردِ جنبشِ لائیک در برابرِ کلریکالیسم (جزم گرائی و منحصر کردنِ تفسیرِ دين به روحانیان):
http://www.uni-goettingen.de/de/198175.html
تارنمایِ چند انجمنِ لائیک:
http://www.v-n-b.de/laienbewegung.html
http://www.wir-sind-kirche.de/ («کلیسا ما هستیم»)

گزارشی در باره یِ تنشِ هایِ تازه ميانِ انجمن هایِ لائیک و واتیکان:
http://www.zeit.de/2010/19/Reformation

نویدِ فاضل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *