سکولاریسم

سکولار

دیوار جدایی دین از سیاست بهترین روش برای آزاد نگهداشتن دین از مداخلهٔ

دولت و همین طور دولتی آزاد از جدال‌های دینی و جلوگیری از فاسد شدن دین به دست دولت است

توماس جفرسون-  یکی از متفکرین اصلی ، بنیانگزاران و سومین ریس جمهور ایالات متحده امریکا

امروز ما در مسیر انتخاب نظام مدنی و سیاسی ایران فردا هستیم.  همانطور که فیلسوفان عصر خردگرایی و روشنگری نظیر جان لاک و امانویل کانت به حق انتخاب انسان در شکل سرونوشت و آینده خود باور داشتند ما ایرانیان هم باید قبول مسولیت کنیم و برای ساختن ایران فردا بدنبال آلترناتیو جدیدی باشیم.  این آلترناتیو و یا گزینه دیگر آغاز عصر خردگرایی و روشنگری همراه با گیتی گرایی و یا سکولاریسم است تا فرهنگ سنتی را با فرهنگ مدرن و در نتیجه فرهنگ سیاسی نوین جایگزین کنیم.  در این مسیر ما باید یک سری از عقاید‚ سنن و باورها را به چالش بکشیم و کاربرد آنان را با تکیه بر اصول منطقی دنیای امروز ارزیابی و بازنگری کنیم

منطق ایجاب می کند که ما با اصل گیتی گرایی (سکولاریسم) آشنا شویم و با جدایی کامل دین از حکومت و ترویج این اصل قدم بسوی از بین بردن تبغیض مذهبی‚ برابری قومی و جنسی‚ آزادی کامل بیان‚ گفتار و مطبوعات‚ از بین بردن کنترل و اختیار قدرت مذهبی بر نیروی مقننه، آموزش و پرورش و ترویج منافع دنیوی اکثریت اعضای جامعه و مانع از کنترل منافع اقلیت در روند قانون گذاری شویم. و بدین ترتیب مردم سالاری یا دمکراسی را در عصر روشنگری تحققق بخشیم

اصولا گیتی گرایی عقیده ای مبنی بر برابری شهروندان از ادیان و عقاید مختلف در برار قانون است. بدین ترتیب گیتی گرایی یک پدیده ای برای همزیستی اجتماعی است که امکان به چالش کشیدن عقاید را به شهروندان می دهد و همزمان مانع تحمیل عقاید می شود. در چهارچوب یک نظام سکولار نهادهای حکومتی از نهادهای مذهبی جدا هستند و بالعکس. یعنی فرضا مراجع دولتی در تفسیر و استنباط مسایل دینی دخالت نمی کند و روحانیان نیز سعی در تحمیل دیدگاه مذهبی خود در حکومت نخواهند داشت.  در نتیجه شهروندان در یک فضای آزادی حق انتخاب در سرنوشت خود دارند. آنچه که ما امروز به عنوان  و مردمسالاری و دمکراسی در مد نظر داریم بدون امکان آزادی عقاید با به چالش کشاندن دیدگاه های مختلف ممکن پذیر نیست.  در واقع گیتی گرایی و یا سکولاریسم لازمه مدرنیته در جامعه امروزی است.

طبیعتا جمهوری اسلامی سعی در ادامه بقای خود با تحمیل یک نوع ایدولوژی مذهبی با یک نوع از تفسیر از اسلام دارد که بر اساس این تفسیر خوب و بد اصول اخلاقی را تعریف کرده است.  این نوع تقسیر و تعبیر بر پایه یک دید یک بعدی بنیان شده است بدین معنا که هر دید دیگری و به چالش کشیدن عقاید و تقسیر و تعبیر خاصی که جمهوری اسلامی از اسلام ارایه میدهد غیر اخلاقی و قابل قبول است.  در واقع جمهوری اسلامی مدعی آن است که اگر شهروندان جامعه از آزادی عقاید برخوردار باشند و اصول مذهبی و عقاید حاکم مذهبی را به چالش بکشند این عمل منکر اخلاق و غیر اخلاقی است. اگر کمی دقیق به این موضوع فکر کنیم متوجه خواهیم شد که این دید یک بعدی جمهوری اسلامی مغایرت کامل با اصل مردم سالاری دارد.

اجرای اصول مندرجه در بیانیه حقوق بشر خارج از یک نظام سکولار ممکن نیست زیرا که تحمیل تنها یک دیدگاه مذهبی و یا حتی ایدولوژیکی در واقع حقوق و آزادی اولیه انسانی را از شهروندان می گیرد.  یک جامعه غیر سکولار  قادر به تضمین حقوق بنیادی مدنی‚ فرهنگی‚ اقتصادی‚ سیاسی و اجتماعی که  طبق بیانیه جهانی حقوق همه شهروندان در هر کشوری باید از آن برخوردار باشد نیست. این حقوق که شامل آزادی بیان‚ اندیشه‚ تجمع‚ عقیده‚ حق انتخاب مذهب بدور از ترس و وحشت و تهدید ممکن نیست.  مثال آن را هم ما امروز در جمهوری اسلامی می بینیم که منتقدان سیاسی اجتماعی‚ فعالین مدنی‚ حامیان سکولاریسم‚ اقلیتهای مذهبی و بسیاری دیگر از دگراندیشان را به زندان‚ شکنجه و اعدام محکوم می کند و یا در عمل حقوق شهروندی آنان را سلب می کند. فکر می کنم جمهوری اسلامی در عمل نشان داده که اجرای بیانیه حقوق بشر در یک جامعه سکولار ممکن نیست

سکولاریسم بجز یک بعد سیاسی بعدهای اقتصادی و اجتماعی هم دارد بدین معنا که با جدایی دین از حکومت شهروندان جامعه از حقوق اولیه برای همزیستی اجتماعی برخورد خواهند بود.  در نتیجه بسیاری از تنشهای اجتماعی از بین خواهد رفت و اعتماد اجتماعی که پایه پیشرفت اقتصادی و اجتماعی در همه جوامع پیشرفته است جایگزین خصومت های مذهبی‚ قومی و غیره خواهد شد.  در عمل با آزادی زندانیان عقیدتی مخارج هنگفتی که اکنون صرف مسایل امنیتی و نظامی می شود به سرمایه گذاری و بازسازی کشور تبدیل خواهد شد.  از لحاظ سیاسی یک نظام سکولار  به رشد فرهنگ سیاسی در کنار نهادینه شدن احزاب و گروههای مدنی و در نتیجه استقرار یک نظام مردم سالار و دمکراتیک پایدار کمک خواهد کرد

گیتی گرایی بی خدایی نیست و با اصول دینی مغایرت ندارد بلکه تضمین کننده آزادی ادیان و عقاید مختلف است بدین معنا که افرادی که به مذاهب مختلف ایمان دارند و یا حتی لامذهب هستند امکان همزیستی در کنار هم بدور از نفاق و دشمنی خواهند داشت. فقط بیایم یک لحظه تصور کنیم یک ایران سکولار را که همه شهروندان در کنار هم‚ با داشتن حقوق برابر اجتماعی و بدور از تبعیض مذهبی زندگی می کنند.  این تصور بسیار زیبا و امکان پذیر است. نهایتا همه ما اعضای یک جامعه بشری هستیم

اجرای اصول مندرجه در بیانیه حقوق بشر خارج از یک نظام سکولار ممکن نیست زیرا که تحمیل تنها یک دیدگاه مذهبی و یا حتی ایدولوژیکی در واقع حقوق و آزادی اولیه انسانی را از شهروندان می گیرد.  یک جامعه غیر سکولار  قادر به تضمین حقوق بنیادی مدنی‚ فرهنگی‚ اقتصادی‚ سیاسی و اجتماعی که  طبق بیانیه جهانی حقوق همه شهروندان در هر کشوری باید از آن برخوردار باشد نیست. دستیابی به حقوق اولیه انسانی که شامل آزادی بیان‚ اندیشه‚ تجمع‚ عقیده‚ حق انتخاب مذهب بدور از ترس و وحشت و تهدید ممکن نیست.  مثال آن را هم ما امروز در جمهوری اسلامی می بینیم که منتقدان سیاسی اجتماعی‚ فعالین مدنی‚ حامیان اصل گیمی گرایی‚ همیهنان اقلیتهای مذهبی و بسیاری دیگر از دگراندیشان را به زندان‚ شکنجه و اعدام محکوم می کند و یا در عمل حقوق شهروندی آنان را سلب می کند. جمهوری اسلامی در عمل نشان داده که اجرای بیانه حقوق بشر در یک جامعه غیر سکولار ممکن نیست

لازمه گیتی گرایی به چالش کشیدن  بعضی از اصول فرهنگ و فرهنگ سیاسی است. بعضی از تابو ها باید شکست تا پیشرفتهای فرهنگی‚ مدنی‚ اجتماعی‚ سیاسی و اقتصادی ایران را میسر سازیم. در یک جامعه سکولار زن و مرد از هر دین و با هر عقیده ایی از آزادی های فردی کامل برخوردار خواهد بود.  شهروندان جامعه حق به چالش کشیدن عقاید‚ انتخاب مذهب‚ رفتن به مراکز مذهبی و عبادت و نیز پوشش بدلایل مذهبی را خواهند داشت. همچنین همه شهروندان بدور از تبعیض و یکسان به خدمات دولتی‚ آموزشی و خصوصی دسترسی خواهند داشت.  مراجع قضایی هم موظف به اجرای قانون بدون در نظر گرفتن افکار مذهبی و عقاید شخصی افراد خواهند بود.  بطور کل جامعه از شکل مذهبی که ما با آن در این دوران عمر جمهوری اسلامی دیده ایم سال در خواهد آمد

تنها در ایران سکولار شهروندان به آزادی ها و حقوق اولیه که در بیانیه جهانی بشری آمده خواهند رسید.  این روند با رشد فردی در زمینه های اجتماعی‚ سیاسی و اقتصادی همراه خواهد بود و نهایتا مسیر برای گسترش  اعتماد اجتماعی و رسیدن به اهداف والای مردم سالاری هموار خواهد شد. این در واقع بمعنای یک پیشرفت در زمینه های مختلف است.  در یک حکومت غیر سکولار همانند جمهوری اسلامی ما شاهد تبعیض مذهبی و جنسی هستیم که به سلب آزادی های اولیه‚ زندانی و شکنجه و اعدام دیگر اندیشان ختم می شود. حاصل آن استقرار دیکتاتوری است که هزینه های هنگفت اقتصادی‚ انسانی‚ اجتماعی و سیاسی را بدنبال دارد.  تنها با جدایی مذهب از حکومت ایرانیان قادر به رسیدن به حقوق اولیه خود که در بیانه جهانی حقوق بشر آمده خواهند کرد.  گیتی گرایی یک اصل جهانی است که در ایران قابل اجرا است

بطور خلاصه ما دو را داریم: ما می توانیم مسیر فرهنگ مذهبی را ادامه بدهیم و یا راه گیتی گرایی را انتخاب کنیم. حق انتخاب با ملت ایران است. اگر گزینه دوم را انتخاب کنیم سعادت دراز مدت ایران را تضمین می کنیم

بهشاد هستی بخش

 سیاست ماورای یک بازی برد و باخت

اردیبهشت ۱۳۹۴

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *