آشتی ملی در سایه گذار عادلانه

آشتی  ملی در سایه گذار عادلانه

لازم به ذکر است که این نوشته را در این پیوند، می توانید به صورت پی دی اف ملاحظه نمایید.

نوشته یاشار پارسا - (این مقاله را در سال ۲۰۰۸ نگاشته بودم، اما بنا به دلایلی منتشر نشد. به صورت اتفاقی در مارچ ۲۰۱۶ آنرا در آرشیوم یافتم و با اندکی اصلاحات، منتشرش نمودم)

«گذار دادگرانه»   یا    Transitional justice

  • آشتی ملی در دامان «گذار دادگرانه»» متولد می شود و رشد می یابد. طبیعی است که چارچوب «گذار دادگرانه» می بایست کاملا مشخص باشد، تا بتوان بعد وارد فاز آشتی ملی شد. در ابتدا، تعریف خلاصه ای از مفهوم «گذار دادگرانه»را ارایه می کنم:
  • «گذار دادگرانه»به معنای برنامه مدونی برای مقابله و بررسی جنایات رخ داده در گذشته است، و اینکه چگونه می توان از این بحران های کلان، با حداقل هزینه عبور نمود. در حقیقت، نظریه «گذار دادگرانه»تاکید می کند که نمی توان بدون اینکه مشخص شود چگونه جامعه می خواهد با جنایاتی که در گذشته رخ داده مواجه شود، صلح و امنیت را در آتیه رقم زد. در حقیقت، «گذار دادگرانه» روندی است که در طی آن، جامعه دهشت زده و از هم گسسته، از وضعیت نا به سامان خود عبور نموده و با شکل گیری «حاکمیت قانون» به دمکراسی و صلحی پایدار دست می یابد.
  • در فرآیند «گذار دادگرانه»، مراحل زیر طی می گردد:
  • توقف کامل تمامی موارد نقض حقوق بشر،
  • بررسی جنایات رخ داده در گذشته،
  • یافتن مسوولین جنایات روی داده در گذشته،
  • مشخص نمودن مجازات برای خاطیان،
  • ارایه خدمات حمایتی به قربانیان،
  • جلوگیری از روی دادن جنایات مشابه در آتیه،
  • ایجاد سامانه ای که امنیت جامعه را تضمین می نماید، و به گسترش صلح می انجامد،
  • و در نهایت، تعیین سیاست آشتی ملی در سطح ملی و فردی.
  • در این سند به صورت تفضیلی به موضوع آشتی ملی می پردازم و تلاش خواهم نمود در نگاشته ای دیگر به موضوع گذار دادگرانه بپردازم.

اهمیت آشتی ملی

  • توجه به نکات زیر نشانده اهمیت آشتی ملی است:
  • تقریبا تمامی جنگ ها و درگیری های مسلحانه کنونی، بین کشورهای مختلف نیسـت، بلکه عموما جنگ های داخلی است.
  • یک سوم تمامی قرادادهای صلحی که در چهار دهه اخیر در سرتا سر دنیا امضا شده، به صورت مشخص به موضوع آشتی ملی پرداخته، و آنرا شرط اجرای قرارداد صلح در نظر گرفته اند،
  • از این رو است که جوامعی که قصد عبور از بحران و دستیابی به صلح پایدار را دارند، توجه ویژه ای به مقوله آشتی ملی می کنند.
  • در پارامترهایی چهارگانه ای که سازمان های بین المللی برای اعطای کمک و یا حمایت از کشورهایی که در حال گذار هستند، تدوین نموده اند، اشتی ملی رتبه سوم را دارد و حتی قبل از مساله وجود امنیت در جامعه است.[۱]
  • بلوفیلد[۲] باور دارد که برای جوامع در حال گذار، چناچه سیاست آشتی ملی را دنبال نکنند، امکان دستیابی به دمکراسی پایدار میسر نمی باشد.

لزوم ارایه معنایی صحیح از مفهوم آشتی ملی:

  • بسیاری از پژوهشگران درباره لزوم تدوین و ارایه شفاف نظریه آشتی ملی، سخن گفته اند، و آنگونه که خانم سوزان درایر می نویسد، لازم است تا این مفهوم به شفافیت مشخص شود، چه آنکه قرار است بر اساس این مفهوم، از قربانیانی که سالها رویای انتقام داشته اند، بخواهیم از این رویا گذر نمایند.[۳]
  • تصویب قوانین مشخص و یا ارایه پیشنویس برای قانون آشتی ملی، خود می تواند به شفافیت کمک شایانی نماید.
  • پرفسور برهنت، باور دارد که عدم ارایه تعریف کاملا شفاف و عملی و مشخص از «آشتی ملی» باعث روبرو شدن روند آشتی ملی با چالش های گوناگون خواهد گشت.[۴]

معنای عبارت انگلیسی آشتی ملی Reconciliation :

  • آشتی ملی ترجمه کلمه انگلیسی فوق است. این کلمه مشتقی از دو عبارت لاتین است، که به معنای «از نو» و «دوست بودن» است. شاید بتوان آنرا به این شکل نوشت: ایجاد دوستی از نو.[۵]

تعریف آشتی ملی در ادبیات سیاسی/اجتماعی رایج:

  • بدون شک تنش و ستیز و استبداد، بخشی از تاریخ بشر بوده اند، و اکنون جامعه ایران از این عوامل در عذاب است. حال باید دید که چگونه می توان از مرحله تنش و ستیز و استبداد، با حداقل هزینه و با حداکثر سرعت عبور نمود؟ آشتی ملی به عنوان یک رهیافت کلان، می تواند جامعه بحران زده و متنشج را به سوی صلحی پایدار هدایت نماید، و در این میانه، قربانی به آرامش دست یابد، حقیقت گفته شود و به رسمیت شناخته شود، و امنیت دراز مدت جامعه حفظ گردد. از دیدگاه روانشناسی تکاملی، لازم است تا مقوله آشتی ملی روشی است که انسان برای تطبیق با محیط بر می گزیند.
  • در اینجا، ابتدا به بررسی تعریف آشتی ملی از دیدگاه پژوهشگران می پردازیم:
  • جان پل ردلیچ[۶] باور دارد که آشتی ملی، به معنای یک «روند دینامیک و سازگار است، که هدفش بهبود جراحات، و ساخت آتیه ای روشن است. روندی که در طی آن امکان ایجاد تغییر و بازتعریف روابط میسر می گردد.
  • پرفسور بارتل آشتی ملی را به شرح ذیل تعریف می کند: «یک روند روانی است، که به ایجاد صلح پایدار می انجامد».[۷]
  • مرواو باور دارد که آَشتی ملی، شیوه ای است که بر اساس آن، طرفین به تغییراتی روی می آورند که در طی آن، به تعریف دوباره ارزش ها اقدام کرده، و رفتار خود را بازنگری می کنند، تا بلکه بتوانند رابطه مشترک سازنده ای را در آتیه داشته باشند.[۸]
  • مرکز مطالعات سوئدی آَشتی، در تعریف آشتی ملی می گوید که شیوه است تا به کمک آن، جامعه از هم فروپاشیده، با گذشته ای گسسته، برای دست یابی به آینده ای مشترک تلاش نماید. [۹]

تعریف آشتی ملی از دیدگاه نگارنده:

  • با توجه ویژه به مقوله «قراردادهای اجتماعی» و تعاریفی که دیگر پژوهشگران ارایه نموده اند، در اینجا، آشتی ملی را به شکل زیر تعریف می نمایم:

«آشتی ملی یک روند اجتماعی است تا ضمن به رسمیت شناختن و پذیرش حقیقت درباره آزارهای روا شده، عقاید مرسوم جامعه را که باعث به وجود آمدن این آزارها بوده اند را تغییر می دهد، و همچنین تلاش می کند تا بازیگران اجتماعی را تشویق نماید تا با پیشه نمودن رفتاری توام با گذشت در قبال افراد خطاکار، از تکرار خشونت و انتقام گیری در جامعه جلوگیری نماید. آشتی ملی یک راهکار عملی برای رسیدن به صلح پایدار، و ایجاد شرایط همزیستی مسالمت آمیز در آتیه است. آشتی ملی تلاشی از سوی شهروندان است تا به ارایه تعریفی نوین از قرارداد حاکم بر جامعه دست یازند. آشتی ملی روندی زمان بر، عمیق و چند بعدی است.»

از چه زمانی آشتی ملی آغاز می شود؟

  • سوال اینجاست، نقطه آغازین این روند اجتماعی دقیقا از کجا آغاز می شود؟ آیا آشتی ملی تنها پس از تنش و یا جنگ داخلی و یا سرنگونی دیکتاتور می بایست آغاز شود یا می توان آشتی ملی را حتی در مراحل قبل از سرنگونی دیکتاتور نیز آغاز نمود؟
  • بدون شک می توان آشتی ملی را قبل از فروپاشی حکومت استبدادی کنونی آغاز نمود، و در حقیقت، چنانچه آشتی ملی قبل از سرنگونی رژیم آغاز شود، اولا امکان سرنگونی را افزایش می دهد، دوما شانس دست یابی به دمکراسی و صلح پایدار را بیشتر می کند.

تفاوت بخشش با آشتی ملی:

  • بخشش، کنشی است که رابطه ای یک طرفه را بنا می کند: قربانی، فرد خاطی را مورد بخشش قرار می دهد.
  • اما در آشتی ملی، چنین نیست، و رابطه دو طرفه است، قربانی، فرد خاطی را می بخشد، و فرد خاطی، در مقابل به حقیقت گویی روی می آورد و به اشتباه خود اعتراف می کند، و در طی آشتی ملی، هدف فرد خاطی از بخشش، رسیدن به آینده ای بهتر برای همه اعضای جامعه است، چه آنکه دستیابی به صلحی پایدار، مقدور می گردد.
  • به هر روی، بخشش و گذشت، بخشی از روند آشتی ملی است، ولی به هیچ وجه هدف آشتی ملی محسوب نمی شود.[۱۰]

پیشنیه

  • سیاست آشتی ملی سالها است که در نقاط مختلف دنیا اجرا شده، و نتایج گوناگونی نیز در پی داشته است، از آشتی ملی در استرالیا (در قبال بومیان)[۱۱] تا رواندا یا آفریقای جنوبی. بعد از موفق واقع شدن آشتی ملی در آفریقای جنوبی، کشورهایی چون پرو، سیرالئون، غنا، لیبریا و رواندا تلاش مضاعفی به خرج داده اند تا از این تجربه ارزشمند بهره گیرند.

دام ستیزه:

  • پژوهش های گوناگون[۱۲] نشان می دهد که اگر در یک جامعه، «جو ستیزه» گسترش یابد، یک حلقه معیوب ایجاد می شود که در آن، شاهد خشونت دایمی هستیم، و تنها هر از گاهی جای فرد قربانی و خاطی عوض می شود. به عبارتی، وقتی قربانی به قدرت رسید، به خشونت دست می زند، آنگاه فرد خاطی اینبار تبدیل به قربانی می شود، و سپس برای بازگشت به جایگاه سابقش تلاش می کند. از این شرایط به نام «تله ستیزه»[۱۳] یاد می شود. هلن فین از این چرخه معیوب، به نام چرخه «جنگ-انتقام-جنگ» یاد می کند.[۱۴]

تفاوت عصبانیت و تنفر:

  • در هنگام بررسی پدیده آشتی ملی لازم است تا بین عصبانیت و تنفر، تفاوت قایل گردیم و به شفافیت، این را جدا سازیم. و برای شکسته شدن این چرخه معیوب، یعنی تله ستیزه، لازم است بین این دو فرق گذاشته شود.[۱۵]

آشتی یا در دو سطح: ملی یا شخصی؟

  • آشتی ملی را دو سطح می توان پی گرفت، سطح اول: اینکه افراد قربانی، به خودی و به تنهایی، برای آشتی با جنایتکاری که آنها را قربانی کرده اقدام کنند، و سطح دوم: آشتی ملی به شکل یک سیاست ملی، و در ابعاد کشوری دنبال گردد.
  • لازم به ذکر است که هر چند می بایست آشتی ملی در سطح فردی تشویق شود، ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که فرد قربانی، واقعا بتواند به آشتی دست یابد.[۱۶]

آشتی ملی از چه منظری؟

  • مقوله آشتی ملی را می تواند از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار داد، از نقطه نظر روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصادی، حقوق و...، و اصولا برای دست یابی به یک درک صحیح از آشتی ملی، نیاز است تا از چند منظر به این پدیده اجتماعی نگریسته شود.
  • برای درک مقوله آشتی ملی، لازم است تا نقطه نظرات زیر مورد بررسی قرار گیرد:
  • آشتی ملی از منظر دین حاکم بر جامعه، شناسایی پتانسیل های آن دین برای تشویق آشتی ملی،
  • آشتی ملی از منظر روانشناسی، وبررسی اینکه چگونه آشتی ملی می تواند به بهبود شرایط قربانیان کمک کند،
  • آشتی ملی از منظر سیاست، و اینکه آینده سیاسی افراد خاطی چه خواهد بود؟
  • آشتی ملی از منظر حقوقی، و اینکه با افراد خاطی چه برخوردی می بایست صورت گیرد؟
  • آشتی ملی از منظر اقتصادی، آثار آن در ابعاد کلان بر اقتصاد جامعه، و همچنین جایگاه اقتصادی افرد خاطی، و یا مشخص سازی اینکه بعضا اموالی که از این راه به دست آورده اند.

بنیان های آشتی ملی:

  • چارچوب روند آشتی ملی در بسیاری از پژوهش ها،[۱۷] به شرح ذیل تعریف شده است:
  • ارایه یک تعریف مشخص از یک جامعه عادلانه توسط مدعیان آشتی ملی،
  • پذیرش رخدادهای که در گذشته روی داده است،
  • ایجاد یک رابطه سازنده و مثبت بین قربانی و خاطی،
  • ایجاد تغییرات فرهنگی و رفتاری در جامعه،
  • ایجاد تغییرات نهادین اقتصادی، اجتماعی و سیاسی،

گزینه فراموشی جنایات:

  • این گزینه در دراز مدت جوابگو نیست، و باعث بروز مشکلات عدیده می شود. می بایست توجه داشت که قربانیان، به عنوان یک شخص، هیچگاه فراموش نمی کنند. از طرفی اگر مساله مهمی چون «بی رحمی صورت گرفته» مورد بررسی واقع نگردد، آنگاه قربانیان به حکومت آتی، اعتماد نمی کنند.[۱۸] پذیرش وقایع رخ داده، باعث می شود که قربانیان به جامعه و حاکمیت، حس اعتماد پیدا کنند، در جامعه احساس امنیت دوباره کنند، و احساس بازیافتن کرامت انسان خود را داشته باشند.
  • پرفسور دابی، پس از بررسی نتایج آشتی ملی و پروسه آن، توصیه نموده علاوه بر توصیه بر اتحاد، می بایست به صورت شفافی به اختلافات گذشته نیز پرداخته شود، و در حقیقت، به رسمیت شناخته شود، بدون به رسمیت شناختن آنچه باعث ایجاد شکاف در جامعه شده، دست یابی به یک آشتی ملی پایدار، میسر نمی باشد.[۱۹]

حقیقت گویی و حقیقت یابی:

الف) در تشکیل کمیته های حقیقت یابی هیچ شکی نیست:

  • پژوهشگرانی که به از نقطه نظر روانشناسی به مساله آشتی ملی پرداخته اند، تاکید می کنند که لازم است تا برای درمان جراحت های رخ داده، و موثر واقع شدن آشتی ملی، شرایطی ایجاد شود تا افراد خطاکار، به صورتی صادقانه خود حقیقت ها را بیان کنند.
  • برای دست یابی به آشتی ملی، لازم است تا قساوت های صورت گرفته به صورت دقیق، توسط کمیته های حقیقت یابی مورد بررسی قرار گیرد. اعلام رسمی حقیقت و پذیرش آن، به قربانیان کمک میکند تا از تنفر دور شوند، و حلقه معیوب «تله ستیزه» شکسته گردد.

ب) اما زمان گفتن و نحوه بیان حقیقت های رخ داده، پیچیده ترین بخش آشتی ملی است:[۲۰]

  • صد البته که در این میانه، این خطر وجود دارد که اگر جامعه به یک پایداری حداقلی نرسیده باشد، گفتن واقعیت های رخ داده، خود می تواند باعث شود که قربانیان به شورش و خشونت روی آورند. لذا زمان اعلام حقیقت توسط کمیته های حقیقت یاب، می بایست زمانی باشد که نیروهای انتظامی در جامعه مستقر شده باشند، و جامعه به یک امنیت حداقلی رسیده باشد.[۲۱]

نقاط مهم در موفقیت آشتی ملی:

برای موفقیت آشتی ملی، لازم است تا دو شرط اساسی رعایت شود:

الف) پاسخگویی تمامی خطاکاران و حقیقت گویی،

ب) تعیین مجازات برای جرایم بسیار جدی، مانند ترور و یا سرکوب مردم، و ...

نقش رسانه ها:

  • رسانه ها، نقشی مهمی در این زمینه ایفا می کنند، و می توان از آنها برای فرهنگ سازی بهره گرفت.

نقش رهبر سیاسی:

  • وجود یک رهبر سیاسی دارای کاریزما، و شناخته شده توسط اکثریت جامعه، می تواند کمک بسیار موثری به شکل گیری آشتی ملی نماید، چه آنکه آشتی ملی می تواند به آن شخص، به عنوان پشتوانه و حامی تکیه نماید، و اعتماد عمومی را جلب نماید.

امکانات محلی برای آشتی ملی:

  • برای اجرای و تسریع روند آشتی ملی، لازم است تا نسبت به شناسایی و استفاده از شیوه هایی که به صورت محلی قابلیت اجرای آشتی ملی را دارند، اقدام نمود. به عنوان نمونه، در رواندا دادگاه های قبیله ای، نقش شایسته و مهمی را بر عهده گرفته بودند.

آشتی ملی و دین:

  • یکی از مهمترین ابزارها برای پرهیز از انتقام گیری و دست یابی به آشتی ملی، تکیه بر پایه های مذهبی جامعه است. در کشورهای مسیحی، آشتی ملی به آسانی انجام می شد، چون اصولا در مسیحیت، بر بخشش و اشتیاق و گذشت، تاکید ویژه ای شده است. (البته نگرش های ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان هر کدام از منظری خاص می نگرند).
  • اصولا شیوه «اعتراف کنید، و سپس بخشیده شوید» نزدیکی بسیاری به باورهای مسیحیت دارد.
  • در مورد ایران باید به دو نکته توجه داشت: الف) اکثریت مردم ایران مسلمان هستند. ب)به نسبت سال پنجاه و هفت، بخشی از جامعه از دین فاصله گرفته است. ج) بسیاری از قربانیان، خود از پیروان مذاهب و ادیان و باورهای دیگری بوده اند، و به دلیل عقاید خود قربانی شده اند.
  • حال با توجه به نکات فوق، باید دید که تا چه حد می توان از ادیان برای دست یابی به آشتی ملی بهره برد؟
  • نباید از نظر دور داشت که می بایست به باورهای محلی در تعریف مقوله بخشش، می بایست توجه ویژه ای صورت پذیرد. به عنوان مثال، بعد از جنایات خمرهای سرخ در کامبوج، همین «روند اعتراف کنید و بخشیده شوید» تلاش شد تا اجرا شود. پژوهش ها نشان می دهد که برخی از قربانیان، این شیوه بخشش را راضی کننده نیافته بودند، و با باورهای آنها در تناقض بوده است.[۲۲]
  • از این رو، بومی سازی نظریه آشتی ملی می بایست در دستور کار واقع شود. این مبحث کاملا تخصصی است که بهترین پژوهش صورت گرفته، توسط بی نظیر بوتو، نخست وزیر فقید پاکستان است، او در کتاب «آشتی ملی: اسلام، غرب و دمکراسی»[۲۳] که در آخرین روزهای حیاتش به رشته تحریر در آورد، به این مهم پرداخته است. البته پرفسور شفیق (از دانشگاه کالیفرنیا)[۲۴] نیز در این زمینه تحقیقات مفصلی انجام داده اند.

فرهنگ ایرانی:

  • فرهنگ حاکم بر جامعه، مجموعه عقایدی است که رفتار شهروندان را هدایت می کند، بر اساس این باورها است که اعضای جامعه رفتار خاصی را پیشه می کنند، و این فرهنگ حاکم بر جامعه است که به قربانیان و خاطیان دیکته می کند که چگونه باید رفتار کنند.
  • می بایست در طی یک پروژه، به بررسی فرهنگ کنونی حاکم بر جامعه ایران پرداخت، و به صورت مشخص، مولفه های زیر را شناسایی نمود:

الف) در فرهنگ ایرانی، چه ابعادی از فرهنگ حاکم بر کشور بر سیاست آشتی ملی آثار منفی می گذارد؟

ب) در فرهنگ ایرانی، چه ابعادی از فرهنگ حاکم بر کشور، بر سیاسیت آشتی ملی می تواند آثار مثبت به جا گذارد؟

ج) چه شیوه هایی را می توان یافت تا ابعاد منفی را کم اثر کند، و ابعاد مثبت را تقویت نماید.

بهبود اقتصادی جامعه بعد از روی دادن آشتی ملی:

  • خانم باربار والتر،[۲۵] تاکید می کند که جوامعی که در روند آشتی ملی قرار دارند، بسیار مستعد شعله ور شدن دوباره خشونت هستند، و یکی از مهمترین عوامل، این احساس شهروندان قربانی است که تصور می کنند در چارچوب حکومت کنونی، امکان هیچ پیشرفت و تغییری نیست، و تنها حاصل آشتی ملی، بخشیده شدن قربانیان بوده است. از این رو ایجاد یک فضای باز سیاسی و اتخاذ سیاست هایی که پیشرفت اقتصادی را به همراه داشته باشد، برای موفقیت آشتی ملی، اهمیت به سزایی دارد.

آشتی ملی در فضای سیاسی:

  • طبیعی است که بین آزادی خواهان کنونی که فردا قدرت را در ایران به دست می گیرند، با مقامات حکومت دیکتاتوری ج.ا. یک دشمنی وجود دارد. پرسش اینجاست که چگونه می توان سیاست آشتی ملی را بر این رابطه نیز اعمال نمود؟
  • در این راستا، یکی از پژوهش های صورت گرفته توصیه می کند[۲۶] که مراسم رسمی و سمبلیکی با حضور تمامی مقامات حکومت پیشین و حکومت جدید شکل گیرد، ضمن پذیرش واقعیت ها و رخدادهای گذشته، بر سیاست آشتی ملی تاکید ورزیده شود، و توصیه می شود که این کار به صورت نمادین نیز انجام شود.

آشتی ملی و دادگاه ها:

  • ایجاد یک سیستم قضایی نوین، به شکلی که بتواند اعتماد عمومی جامعه را جلب نماید، اهمیت به سزایی دارد. شهروندان قربانی باید بدانند که حتی اگر نمی توانند ببخشند، حاکمیت قانون بر کشور حکومفرما است، و می توانند به دادگاه مراجعه کنند، و چنانچه به انتقام جویی روی آورند، آنگاه خود در مقام قانون شکن خواهند بود.

لزوم برنامه ریزی و تدوین پروژه:

۴۷)  لازم است تا برای کنشگران و گروه های سیاسی و مدنی، برنامه مشخص و مدونی را برای مساله آشتی ملی تدارک ببیند، چه آنکه ایجاد هماهنگی و توافق در هنگام سرنگونی حکومت ج.ا.، کار بسیار سخت و ناشدنی است. می بایست از هم اکنون به شیوه ای مشخص، گروه های سیاسی به تدوین سند ملی اشتی ملی اقدام کنند.

قانون ملی آشتی ملی:

  • پیشنهاد می شود از هم اکنون پیشنویس «قانون ملی آشتی ملی» مورد توافق و تایید تمامی کنشگران و گروه های سیاسی/مدنی واقع گردد.
  • چارچوب زیر برای این قانون ملی پیشنهاد می شود:

«مشروط به شروط زیر، فرد خاطی، مورد عفو قرار خواهد گرفت:

الف) فرد خاطی، به صورت صادقانه، و بدون مخفی کاری، به تمامی اعمال غلط خود را به صورت کتبی، اعتراف می کند، و آنرا به اطلاع کمیته حقیقت یابی ملی ارسال خواهد کرد.

ب) فرد خاطی تنها برای آن دسته از اعمال خود مورد عفو قرار خواهد گرفت که بتواند ثابت کند که اعمال غلط او، هیچ نفع شخصی را به صورت مستقیم دنبال نمی کرده، و تنها وظیفه خود به عنوان یک مستخدم رژیم، انجام داده است.

ج) تست اینکه آیا کاری به دنبال نفع شخصی بوده یا نه، این خواهد بود که اگر فرد دیگری در همان سمت خاطی قرار می گرفته، احتمالا همان رفتار را دنبال می کرده است.

د) برخی از جرایم، از دایره آشتی ملی خارج هستند، و فرد نمی تواند تنها با اعتراف، تقاضای عفو کامل نماید، این جرایم عبارتند از: نسل کشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی»

ایجاد کمیته ملی حقیقت یابی:

  • پیشنهاد می شود که در پیشنویس «قانون ملی آشتی ملی»، کمیته ملی حقیقت یابی به شکل زیر تعریف گردد:

الف) هیات شناسایی اعضای کمیته ملی حقیقت یابی، با حضور پنجاه نفر (نماینده گروه های مختلف سیاسی) تشکیل شود.

ب) این هیات شناسایی، اعضای کمیته محلی حقیقت یابی را شناسایی، انتخاب و معرفی خواهد نمود،

ج) اعضای کمیته ملی حقیقت یابی به شرح ذیل خواهد بود:

  • شش نماینده از میان هنرمندان مختلف: بر اساس رای گیری از میان هنرمندان مختلف،
  • شش نماینده از خانواده جانباختگان آزادسازی ایران،
  • بر اساس رای گیری از میان خانواده جانباختگان،
  • سه تن از افرادی که از حکومت ج.ا. حداقل پنج سال قبل از شروع به کار این کمیته، جدا شده باشند،
  • دوازده حقوقدان از میان وکلای ایرانی که در بیست سال گذشته برای اعتلای حقوق بشر تلاش کرده اند، و حداقل سابقه ده سال فعالیت حقوق بشری دارند،
  • شش حقوق دان غیر ایرانی که سابقه دفاع از حقوق بشر در ایران را داشته باشند.

[۱] Smith, Dan, 2004: Towards a Strategic Framework for Peacebuilding: Getting Their Act Together: Royal Norwegian Ministry of Foreign Affairs.

[۲] Bloomfield, David, 2003: “Reconciliation: An Introduction,” in: Bloomfield, Barnes and Huyse (eds.): Reconciliation After Violent Conflict.

[۳] Dwyer, Susan, 2003: “Reconciliation for Realists,” in: Carol AL Prager and Trudy Govier (eds.):Dilemmas of Reconciliation: Cases and Concepts. Waterloo, Ontario, Wilfrid Laurier University Press.

[۴] ۴۸  L Behrendt, 'What Path Forward for Reconciliation? The Challenges of a NewRelationship with Indigenous People', Public Law Review, vol. 12, no. 4, 2001, p. 79, where she states ‘"What have we got to reconcile?" was a usual response

[۵] The Barnhart Dictionary of Etymology (1988), article “reconciliare.”

[۶] Lederach, John Paul, 1997: Building Peace: Sustainable Reconciliation in Divided Societies. Washington, DC, USIP Press.

[۷] Personal communication with Professor Daniel Bar-Tal, Dec.1, 2000.

[۸] Hugo van der Merwe, “The Truth and Reconciliation Commission and Community Reconciliation: An Analysis of Competing Strategies and Conceptualizations” (George Mason University, 1999).

[۹] David Bloomfield, “Reconciliation: An Introduction,” in Reconciliation after Violent Conflict:p 4.

[۱۰] Bhargava, “Restoring Decency to Barbaric Societies,” p 61

[۱۱] پس از تصویب قانون زیر در سال ۱۹۹۱

Council for Aboriginal Reconciliation Act 1991

[۱۲] Collier and N. Sambanis, “Understanding Civil War – a New Agenda,” Journal of Conflict Resolution

[۱۳] conflict trap

[۱۴] Helen Fein, “Testing Theories Brutally: Armenia (1915), Bosnia (1992) and Rwanda (1994),” in Studies inComparative Genocide, ed. Levon Chorbajian and George Shirinian (London: Macmillan, 1999).

[۱۵] رجوع کنید به:

Alfred Allan and Marietjie M. Allan, “The South African Truth and Reconciliation Commission as a Therapeutic Tool,”/ Behavioral Sciences and the Law 18 (2000).

[۱۶] Hayner, Unspeakable Truths: Confronting State Terror and Atrocity, p 155.

[۱۷] به عنوان نمونه:

A place for reconciliation?  Brandon Hamber and Gráinne Kelly

[۱۸] Nigel Biggar, “Making Peace or Doing Justice: Must We Choose?,” in Burying the Past: Making Peace and Doing Justice after Civil Conflict, ed. Nigel Biggar (Washington, D.C.: Georgetown University Press, (2001), p 7.

[۱۹] Committee Hansard, 14 May 2003, p. 90.

[۲۰] Marie Smythe, “Remembering in Northern Ireland: Victims, Perpetrators and Hierarchies of Pain and Responsibility,” in Past Imperfect: Dealing with the Past in Northern Ireland and Societies in Transition, ed. Brandon Hamber (Derry/Londonderry: INCORE, 1998), p 45.

[۲۱] Kjell-Åke Nordquist, “Försoningens Politik: Om Rättvisa, Etik Och Konflikt Efter Inbördeskrig,” Unpublished manuscript (2002).

[۲۲] Wendy Lambourne, “Domestic Politics, International Obligations and the Pursuit of Justice and Reconciliation in Cambodia and East Timor” (paper presented at the 43rd Annual ISA Convention, New Orleans, Louisiana, USA, 2002).

[۲۳] “Reconciliation: Islam, Democracy & the West”

[۲۴] http://rossier.usc.edu/faculty-and-research/

[۲۵] Barbara F. Walter, “Does Conflict Beget Conflict? Explaining Recurring Civil War,” (۲۰۰۲).

[۲۶] Long and Brecke, War and Reconciliation: Reason and Emotion in Conflict Resolution

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *