Author Archives: تارنمای حزب سکولار ایران

بیانیه به صورت پی دی اف

اعلام همدردی با خانواده قربانیان آتش سوزی ساختمان پلاسکو

و هشدار در مورد وقوع زمین لرزه در تهران

تاریخ: ۱ بهمن ۱۳۹۵

حزب سکولارِ ایران همچون بسیاری از هم میهنان، سوگوار جان باختن جمعی از هموطنان عزیزمان، از جمله  ده ها تن از آتش نشانان عزیز کشورمان در حادثه فرو ریختن ساختمان پلاسکو است.

در سالهای اخیر که آسمان کشورمان را ابرهای تیره فرا گرفته است، این دلیری آتش نشانان کشورمان بوده که یادآور رشادت ایرانیان است. حزب سکولارِ ایران با خانواده تمامی هموطنان جان باخته ابراز همدردی می کند و  آتش نشانان جان باخته را مظهر شجاعت می خواند و یادآور می شود که این دلاوران برای همیشه در قلب ملت ایران زنده باقی خواهند ماند.

صد البته که تنها واکنش به این فاجعه، سوگواری نمی تواند باشد، و حزب سکولارِ ایران شایسته می داند تا نکات ذیل را به آگاهی مردم ایران برساند:

  • واگذاری مدیریت در عرصه های گوناگون، به ویژه مدیریت شهری به افراد نالایق یکی از سیاست های حکومت ج.ا. است، و فاجعه اخیر نشانگر وجود مدیران سفله در بخش های گوناگون است، به عنوان مثال:

الف) چرا استانداردهای لازم در خصوص جلوگیری از آتش سوزی در ایران رعایت نمی شود؟ و چرا به مردم آموزش های لازم داده نمی شود؟

ب) چرا در مورد ساختمان های فرسوده ای همچون ساختمان پلاسکو، نسبت به سنجش امنیت آن اقدامی نشده است؟

ج) مدیریت بسیار ضعیف در واکنش به این فاجعه دردآور، نشانه ای از ناتوانی مقامات مسوول است، و چنانچه در هر کشور مردمسالاری، چنین فاجعه ای رخ می داد، مقامات مسوول با پیگرد قانونی روبرو می شدند.

  • مدیریت بحران ها یکی از شاخصه های نشان دادن «رتبه حکمرانی مطلوب» در هر کشوری است، و چنانچه در کشوری نمایندگان واقعی مردم قدرت را به دست داشته باشند، خود را در مقابل مردم مسوول دانسته و با برنامه ریزی صحیح، جلوی وقوع چنین فجایعی را خواهد گرفت.
  • این فاجعه زنگ خطری است تا نشان دهد که اولا مدیران شهری در ایران هیچ پیش بینی در خصوص فجایع اینچنینی نکرده اند، و امکانات لازم را تدارک ندیده اند، و دوم اینکه مدیریت بسیار ضعیف آنها خود باعث وخیم تر شدن هر فاجعه ای می گردد.
  • حزب سکولار ایران باور دارد که این فرو ریزی ساختمان پلاسکو نبود که جان شهروندان ایران را گرفت، بلکه مدیریت افراد نالایقی که قدرت را قبضه کرده اند، باعث وقوع این فاجعه شد.

اعلام خطر در مورد زمین لرزه در تهران:

حزب سکولارِ ایران با نگرانی بسیار مایل است امکان وقوع زمین لرزه احتمالی در تهران را یادآور شده، و یادآور می شود که با توجه به نکات ذیل، خطرات بسیار زیادی مردم تهران را تهدید می کند:

  • در سالهای اخیر و به دلیل مدیریت غلط در شهرداری تهران، سیاست بلندمرتبه سازی در تهران پیگیری شده، و متاسفانه به دلیل فساد و مدیریت غلط، بسیاری از این ساختمان ها از ایمنی لازم برخوردار نیست،
  • لوله کشی گاز در تهران بدون توجه به استانداردهای جهانی و خطر وقوع زلزله در تهران انجام شده است، و انفجار این لوله ها در اثر زمین لرزه، فاجعه آمیز خواهد بود،
  • امکانات آتش نشانی و اورژانس در تهران بسیار ضعیف بوده و امکان خدمات رسانی در فجایع محدودی همچون فرو ریزی یک ساختمان را ندارد،
  • وجود افراد سفله در مسند مدیریت نیز باعث وخیم تر شدن این فاجعه خواهد گشت.

حزب سکولارِ ایران به مردم ایران یادآور می شود که فاجعه ای عظیم در کمین مردم تهران است. و وجود افرادی کوته فکر و تمامیت خواه در مسند قدرت در ایران، باعث شده تا هیچ علاجی برای این خطر اندیشده نشود.

تنها روش اداره بهینه جامعه، و کاهش خطرات اینچنینی، واگذاری حکومت به نمایندگان واقعی مردم ایران است.

 

سیاست سرای حزب سکولار ایران

das furchbare Erbe einer Trinkerin / جوسازی هایِ  شبهِ علمیِ زمانِ آلمانِ هیتلری

یکی از مهمترین تفاوت های حکومت های خودکامه با حکومت مردم سالار، نگرش و تفاوت رفتار آنها با گروه های «آسیب دیده» یا «آسیب پذیر» در جامعه است.
در یک حکومتی که بر آمده از رای مردم بوده و دارای حقانیت است، به دلیل وجود آزادی بیان و آزادی اندیشه، ما شاهد شکل گیری «بلوغ سیاسی و بلوغ اجتماعی» هستیم، و در چنین جامعه ای، مردم و سیاستمداران نیک می دانند که زنان تن فروش، «مجرم» نیستند، بلکه «قربانی» بی مهری جامعه اند. و اینگونه است که در حکومت های دارای حقانیت، و از آنجایی که «خردگرایی» سنگ بنای تصمیمات خرد و کلان در جامعه است، به جای تلاش برای سرکوب، تحقیر و یا حذف این زنان، سیاست حمایت از آنها پیشه می شود، و تلاش می شود تا دلایل گرایش این زنان به تن فروشی را شناسایی کرده، و در کاهش آن بکوشند.
این در حالی است که حکومت های خودکامه و فاقد حقانیت، که توسط جماعتی «بی خرد» اداره می شود، با کوته بینی، زنان تن فروش را «مجرم» دانسته و از هیچ تلاشی برای حذف و یا آزار آنان کوتاهی نمی کنند.
در روزهای اخیر، طرح مسایلی همچون عقیم سازی زنان تن فروش در ایران، کنشگران مدنی و آنانی که دغدغه کرامت انسان دارند را به شگفتی واداشته است. بدون شک اگر یک سیاستمدار در یک کشور مردم سالار چنین طرحی را پیشنهاد می کرد، به معنای پایان حیات سیاسی او تلقی می شد، و غیر از اینکه دیگر سیاستمداران اعتراض می کردند، عموم جامعه نیز به واکنش بر می خواست و بیان چنین طرحی را محکوم می نمود.
افسوس که در ایران، به دلیل خفقان، آنچنان که باید و شاید، این طرح تقبیح نشده است.
پژوهش های علمی نشان می دهد که مهمترین عامل تن فروشی این زنان، فشار اقتصادی است، و بسیاری از این زنان توسط شخص ثالثی به تن فروشی مجبور شده و کشانیده شده اند. حزب سکولار ایران یادآور می شود که مدیریت غلط سیاستمداران حکومت ج.ا. عامل فقر و نابه سامانی اقتصادی کشور است. در حقیقت زنان تن فروش، خود قربانی سیاستهای غلط مقامات ج.ا. بوده اند، و گویا مقامات ج.ا. به این نتیجه رسیده اند که به اندازه کافی این زنان نگون بخت را آزار نداده اند، و حال در صدد هستند کرامت انسانی آنها را بیش از پیش لگد مال کنند، و با تیغ جراحی به جان این بانوان بیافتند.
بر مردم ایران است تا به این طرح اعتراض کنند، چه آنکه سیاستمداران جمهوری اسلامی به انسانیت باور ندارند، و اگر جلوی آنها را نگیرند، قدم بعدی آنها بنا نهادن کوره های آدم سوزی برای این زنان است.
حزب سکولار ایران ضمن تاکید بر شعارهای سه گانه خود، یعنی ارجمندی انسان، تبعیض زادیی و خرد گرایی، بیان چنین طرحی را از سوی مقامات جمهوری اسلامی، محکوم نموده و یادآور می شود که این پیشنهاد چندش آور، یادآور دیگر نظرات نژادپرستانه و غیر انسانی حکومت، همچون «حذف اسراییل از کره زمین» یا «آزار بهاییان» است.

دانلود به صورت پی دی اف

%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%b3%da%a9%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%db%8c %d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%b3%da%a9%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%db%8c

بیانیه‌یِ حزب سکولار ایران:
بزرگ‌داشت مدارای کوروش بزرگ با دگراندیشان

مرادی که در صلح گردد تمام
چه باید سوی جنگ دادن لگام؟!
نظامیِ گنجوی
همه زآشتی کام مردم رواست
که نابود باد آن‌که او جنگ خواست
فردوسی

بزرگ‌داشت هفتم آبان تلاشی است تا عظمت فرهنگ و تمدن ایران را به جهانیان یادآور شویم.

هموندان حزب سکولار ایران همچون دیگر ایرانیان به فرهنگ و تاریخ ایران می‌بالند، چه «اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک» بـُن‌مایه فرهنگ ایران بوده و در درازی تاریخ، چون ستونی قدرتمند، باعث زنده ماندن فرهنگ ایران شده است.

در حالی که در روزگار غم‌انگیز کنونی خاورمیانه در آتش «خشک‌اندیشی مذهبی» می‌سوزد و حکومت جمهوری اسلامی و داعش، انسان ها را به دلیل «دگراندیشی» آزار می‌دهند، شان انسانی را خدشه‌دار کرده، جان آدمیان را به جرم «داشتن باوری متفاوت» می‌گیرند، ایرانیان به فرهنگ ایرانی خود می‌بالند.

بیش از بیست و پنج سده پیش، کوروش بزرگ معنایی نوین به ارزش‌های انسانی همچون «همزیستی مسالمت‌آمیز» و «احترام به حقوق اقلیت» بخشید، و پس از فتح بابل نه تنها اجازه بازگشت یهودیان تبعیدی را صادر کرد، بلکه حق آنها برای داشتن دینی متفاوت را به رسمیت شناخت و دستور بازسازی معبد آن‌ها را صادر نمود.

مدارا به معنای قبول حقوق انسانی دیگران است، و چه افتخاری از این بالاتر که پادشاه وقت ایران در اوج قدرت، از حقوق اقلیتی که متفاوت می‌اندیشند حمایت می کند و به دفاع از حقوق انسانی آن‌ها بر می‌خیزد. و صد البته که مدارا در فرهنگ ایران، تنها به «کردار نیک» کوروش بزرگ ختم نمی‌شود،
ایرانیان مفتخر هستند که هفتصد سال قبل، سعدی شیراز، شفقت انسانی را به تصویر می‌کشد، تا شعر او ملکه ذهن هر ایرانی شود که «بنی آدم اعضای یک‌دیگرند»،
در اوج جنگ دوم جهانی، عبدالحسین سرداری، دیپلمات ایرانی، از تمامی توان خود برای نجات جان یهودیان بهره گرفت،
و در روزگار معاصر نیز، فرهنگیان ایران برای اعتلای فرهنگ مدارا قد علم کرده‌اند، و تنها نوزده سال قبل، زنده‌یاد محمد مختاری، نویسنده کتاب تمرین مدارا، به دست وزارت اطلاعات حکومت ج.ا. کشته می‌شود.

حکومت ج.ا. تلاش می‌کند تا جنایت‌های خود را به نام فرهنگ ایران تمام کند، لیکن همگان می‌دانند که از سپیده‌دمان تاریخ، فرهنگ «صلح‌پرور» ایران، چونان سروی بلند قامت بر «مدارا» و «زندگی مسالمت آمیز» با دیگران تکیه نموده است، و راهکار رسیدن به چنین هدف والایی، همانا برقرارای یک حکومت دمکراتیک در ایران است.

بنیان شکل‌گیری حزب سکولار ایران خردگرایی بوده است، و از این رو این حزب، تاکید می کند که مدارای کوروش بزرگ با دگراندیشان در بیست و پنج قرن پیش، ستودنی است، اما در همان حال، یادآور می‌شود که برخی از اعمال، همچون کشورگشایی، در دوران معاصر پذیرفتنی نیست و شهروندان ایران می‌بایست با چشمانی گشاده، واقعیت‌های تاریخی را تک به تک، و با در نظر گرفتن شرایط آن دوران، مورد سنجش قرار دهند.

سیاست سرای حزب سکولار ایران

در این مقاله، که می توانید به صورت پی دی اف در اینجا ملاحظه نمایید،

بهشاد هستی بخش

همیهنانم

economicgrowthشرایط اسفناک کنونی که بر اقتصادی کشورمان حاکم است، تنها با نوسازی و بازسازی «نهادهای سیاسی» و«نهادهای اقتصادی» قابل بهبود بخشیدن است

با توجه به گسترش روز افزون تورم، بیکاری، فقر، فساد و اختلاس، مشکلات زیست محیطی، و بسیاری دیگر از مشکلاتروزمره ملت ایران، زمان آن رسیده است که چشم انداز نوینی با گذر از نظام جمهوری اسلامی را تدوین نماییم

نگرش به آینده

می بایست ایجاد آینده ای روشن برای ایران و نسل آتی را هدف محوری خود قرار دهیم. آینده ای که در آن خردگرایی ، کرامت انسانی و تبعیض زادیی محور اصلی تصمیمات منطقی برای مستحکم نمودن جامعه مدنی ، بهر مند گشتن زنان و مردان ایران زمین از حقوق برابر شهروندان است، آینده ای که در آن دسترسی به آرزوهای فردی و گروهی، دور از ذهن نیست، و شهروندان در ساختن جامعه ای مدرن و آزاد، مشارکت فعالانه دارند

چنین آینده ای تنها در چارچوب یک نظام سکولار (با جدایی دین از حاکمیت) و مردم سالاری با احترام به رای و خواسته های اکثریت و در نظر گرفتن حقوق و مواضع اقلیت میسر پذیر است

بنیان های اندیشه ما

 خرد حکم می کند که ما کرامت انسانی را مقدس بدانیم و در راه برابری حقوق طبیعی شهروندی کوشا باشیم

سکولاریسم (گیتی گرایی) حکم می کند که نهادهای حکومت از نهادهای مذهبی مستقل باشند و همزمان برابری مردم از ادیان و اعتقادات مختلف در برابر قانون تضمین شود

تنها با جدایی دین از حاکمیت شهروندان ایران زمین فارق از تبیعض جنسی، قومی و مذهبی و یا هرگونه تبعیض فرصت بنیان و نوسازی نهادهای لازمه در مسیر پایان به اوضاع نابسامان اقتصادی و سیاسی کشور را خواهند داشت

چشم انداز: ایران خانه همه ماست

secularismچشم انداز ما برای ایران سکولار، حکومت مردم بر مردم را رقم می زند

ملت ایران تشنه پایان دادن به دوران استبداد مذهبی بوده، و همزمان با انحلال جمهوری اسلامی نیروهای اپوزسیون متعهد به سکولاریسم و مردم سالاری وظیفه دارند از هرگونه تمرکز قدرت دوری کنند و خود را پایبند احترام به رای اکثریت و حقوق اقلیت بدانند. ایران خانه همه ماست. بدین ترتیب تضمین و رعایت حقوق و آزادی های اولیه برای یکایک شهروندان ضروری است. حتی اگر این اقلیت تعداد کمی از شهروندان را در بر گیرد، حقوق شهروندی آنها باید همواره تضمین و رعایت شود

چشم انداز ما برای ایران، تنظیم قانون اساسی و مجموعه قوانین و مقرارت منطبق با اصول دمکراتیک و سکولاریسم است، چارچوبی که در آن، ضمن تضمین حقوق اولیه انسانی و شهروندی به نیازهای مردم از پایتخت تا شهرستان ها و روستاهای کشور دقت ویژه شود، و در ساختن نهادهای مختلف با تقسیم قدرت سیاسی و اقتصادی تامین این نیازها، عملی شود

با تاکید به جدایی دین از حاکمیت در قانون اساسی آینده ایران حاکمیت در دست ملت خواهد بود و همزمان هیچ شهروندی و یا گروهی ماورای قوانین تعیین شده از طرف نمایندگان ملت نخواهد بود بود. در نظام سکولار مردم سالاری که ما در نظر داریم اصل حاکمیت قانون رعایت خواهد شد

از آنجا که دمکراسی را نمی توانیم تنها به انداختن کاغذ در صندوق های رای خلاصه کنیم؛ ترویج روحیه مردم سالاری در جامعه را باید از هم اکنون آغاز کرد و در راه ساختن نهادهای سیاسی با تشویق مردم در مباحث سیاسی و تشکیل احزاب و نهادهای میانه رو برای اریه الترناتیو ها کوشید. جامعه مدنی را باید همچنان قوی کرد و زمینه را برای اجرای انتخابات آزاد و شفاف محیا نمود.

همیهنان

بیایم به آینده فکر کنیم و به آینده امیدوار باشیم. با وجود همه چالشها با همکاری سازمانهای مدنی و احزاب سیاسی میانه رو می توانیم پلی برای گذر از این بن بست سیاسی و اقتصادی بسازیم. در این مسیر باید روی اهداف مشترک تاکید کرد و اختلافات تاریخی ناجی از فردپرستی و خرده گیری را کنار گذاشت

ایجاد شرایط لازم با گرد هم آمدن احزاب و نهادهای میانه رو متعهد به سکولاریسم و مردم سالاری اجرای انتخابات آزاد و شفاف دیگر دور از باور نخواهد بود

توافق و تاکید نیروهای سکولار مردم سالار بر نقاط مشترک و آنچه که بر مسلحط آینده ملت ایران است لازمه برگذاری انتخابات مجلس موسسان برای تهیه قانون اساسی سکولار، مجلس ملی و نهادهای استانی و محلی است. در روند انتخاب نمایندگان مردم در رده های ملی، استانی و محلی باید همواره بیاد داشته باشیم که سیاستمداران و سیاستگذاران در نهایت خادم مردم هستند و باید با تابعیت از رای مردم به نتایج انتخابات با فروتنی احترام بگذارند

انتخابات آزاد و شفاف لازمه نوسازی، بازسازی و تقویت اعتماد اجتماعی در یک جامعه سکولار است. نمایندگان فراکسیونهای اکثریت و اقلیت متعهد به سکولار دمکراسی، به شکلی یکسان موظف و مسوول در امر قانونگذاری خواهند بود

از مابین فراکسیون اکثریت دولت و در راس آن نخست وزیر کلیه وظایف و مسولیتهای لازمه قوه مجریه را به عهده خواهد داشت. بدینگونه دولت در ایران سکولار متشکل از نماینگان منتخب ملت خواهد بود. یکی از مهمترین وظایف دولت اجرای قوانین و هماهنگی پروژه های لازمه و همکاری با نهادهای مختلف برای تضمین رشد اقتصادی کشور خواهد بود

اهمیت دو چندان وجود سامانه قضایی مستقل در ایران سکولار

ladyjusticeبرای ایجاد اعتماد سرمایه گذاران و بازرگانان در بخش های مختلف اقتصادی، قوه قضایه باید مستقل و مصون از دخالت نیروهای مقننه و مجریه و نهادهای دیگری کشوری و لشکری باشد، و این قوه می بایست مدافع حقوق فردی و اجتماعی باشد، و مسوولیت تفسیر قوانین، و همچنین تضمین دسترسی به عدالت در سراسر کشور نیز بر عهده این قوه می باشد

در ایران سکولار، عدالت با تضمین حقوق برابر همه شهروندان اجرا خواهد شد. مذهب و اعتقادات مذهبی دیگر معیاری برای انتخاب قضات و نوسازی نهادهای قوه قضایه نخواهند بود. انتصاب قضات، دادستانها و دیگر مسولین با در نظر گرفتن شایستگی آنها بدور از معیارهای عقیدتی انجام خواهد شد. شهروندان بدور از هر گونه تبعیض امکان شکایت و رسیدگی به پرونده های قضایی را خواهند داشت. متهمین تا زمان اثبات گناه در دادگاه عادل، بی گناه محسوب می شوند

با ایمان و تعهد به اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر مجازات اعدام، شکنجه و دستگیریهای بدون تایید حکم قاضی جایی در ایران سکولار نخواهد داشت و کلا منع خواهد شد

اهمیت آزادی بیان و اندیشه

در ایران سکولار، هیچگونه محدودیت در آزادی بیان و اندیشه وجود نخواهد داشت و همه شهروندان بدون قید و شرط از حقوق طبیعی خود برای ابراز عقیده و افکار شخصی برخوردار خواهند بود. هیچ شهروندی بدلیل دسترسی به اطلاعات و بیان عقاید در فضای مجازی، کتب، رسانه ها و غیره مورد بازپرسی، محاکمه، شکنجه و اعدام واقع نخواهد شد. ما آزادی بیان و اندیشه را برای گسترش تنوع افکار سیاسی، بحث و گفتگوهای آزاد، انتقاد مثبت، ترویج خلاقیت و نو آوری در جامعه لازم می دانیم. همچنین ما موتقد و متعهد به رشد و توسعه اقتصادی در فضای آزاد سیاسی هستیم

نقش نیروهای نظامی و انتظامی

نیروهای نظامی که در تاریخ معاصر ایران قهرمانانه از تمامیت ارضی کشور دفاع کرده اند می توانند در مسیر طولانی گذر از استبداد مذهبی و رسیدن به دمکراسی واقعی، با حمایت از خواسته مردم و عدم دخالت در امور سیاسی کشور، اینبار نیز حماسه آفرینی کنند. تضمین امنیت مردم و پاسداری از مرز و بوم کشور در کنار تبعیت از دستور ارگانهای دولت منتخب مردم از وظایف اصلی نیرو های انتظامی است.

عدالت اجتماعی

چشم انداز ما برای ایران فردا، به همه شهروندان امکان شرکت در فعالیتهای اقتصادی، و ایجاد شرایط لازم برای دست یابی به عدالت اجتماعی را فراهم می سازد

نظام آموزشی کشور

teacher-thinkstockدر این راستا نوسازی و بهسازی و به روز کردن نظام آموزش و پرورش از رده کودکستان تا دانشگاه، و ایجاد امکانات برابر تحصیلی با دسترسی به تکنولوژی و اصلاعات علمی برای نسل جوان ضروری است. با سکولاریزه کردن و سرمایه گذاری در نظام آموزش و پرورش نو نهالان، نوجوانان و جوانان ایران زمین در سراسر کشور از پایتخت تا شهرستان ها و روستاهای کشور از امکانات یکسان بهرهمند خواهند شد

در یک جامعه سالم همه شهروندان باید حق دسترسی به امکانات تحصیلی را داشته باشند و تبعیض چه از نوع قومی ، مذهبی ، عقیدتی و یا غیره را بین خواهد رفت. این روند که عملا در طی یک روند چند ساله باید برگذار شود پیشرفت اقتصادی کشور در دراز مدت را تضمین خواهد کرد

نظام بهداشتی کشور

همزمان سرمایه گذاری در نظام بهداشت و سلامت با ایجاد امکانات لازمه در سراسر کشور به منظور تضمین سلامت بدنی و روانی شهروندان برای بنیان یک اقتصاد پویا ضروری است. رفرم در نظام بهداشت و سلامت طبیعتا شامل سرمایه گذاری در بخش پژوهش های پزشکی، به روز کردن امکانات پزشکی، آموزش عمومی در بخش سلامت بدنی و روانی، ایجاد امکان برای دسترسی رایگان شهروندان به خدمات بهداشتی و سلامتی خواهد بود. با نوسازی نظام بیمه، سلامت و امکان دسترسی یکسان شهروندان به خدمات پزشکی فراهم خواهد شد

طبیعی است که در «مرحله گذار» بسیاری از سرمایه گذاری ها با درآمد از ثروت ملی نفت و گاز و منابع زیر زمینی تامین خواهد شد. در دراز مدت و با ایجاد فضای مناسب اقتصادی برای رقابت آزاد در چارچوب قوانین و مقراراتی که تضمین کننده حقوق شهروندی، حق مالکیت و تجارت در درون کشور و در سطح بین المللی است، بخش خصوصی حضور پر رنگی در تولید ثروت و تامین درآمد برای کشور به منظور تامین نیازهای جامعه را بر عهده خواهد گرفت، و مالیات های منصفانه،که به شکل شفاف و قانون مندی هزینه می شود، جایگزین درآمد های نفتی خواهد شد

قوانین و مقرارت در نظام سکولار آینده می بایست انگیزه شهروندان برای استفاده از نیروی خلاقیت و نیروهای انسانی برای ترویج تحقیق و پروهشات علمی و رشد تولید و صادرات محصولات ساخت ایران در بخش های مختلف، همکاری با سرمایه گذاران و شرکتهای غیر ایرانی چند برابر کند

womenmenتحقق بخشیدن به چشم انداز اقتصادی مستلرم احترام ویژه به حقوق بانوان و اتخاذ سیاست توانمند سازی زنان است، و تلاش درایجاد شرایط یکسان برای زنان و مردان در تحصیل، پیشرفت و فعالیتهای اقتصادی، به توسعه سیاسی/اقتصادی/اجتماعی خواهد انجامید

زنان ایران زمین با وجود همه محدودیتهای دهه های اخیر توانایی ها و استعدادهای خود را در بسیاری از زمینه ها به نمایش گذاشته اند. با ایجاد شرایط بهتر برای بانوان اقتصاد کشور از توانایی ها و استعدادهای کلیه نیروهای انسانی بهره مند خواهد شد

ثروت عمده جامعه نیروی انسانی و خلاقیت شهروندان است که تا کنون بی استفاده مانده است. با استفاده درست خلاقیت و انگیزه مثبت نیروهای انسانی جامعه همه شهرونهدان در رشد اقتصادی جامعه شریک خواهند بود و «اقتصاد مصرفی» به «اقتصاد غیر متمرکز و تولیدی» تبدیل خواهد شد.

در این راستا درآمدهای حاصله از ثروت های ملی نفت و گاز و منابع زیر زمینی بخش کوچکتری و درصد کمتری از درآمد کل اقتصادی و رشد اقتصادی کشور را رقم می زند

عدم تمرکز قدرت اقتصادی با ترویج و گسترش زیرساخت های اقتصادی که طبیعتا شامل مالیاتهای کمتر سرمایه گذاری در مناطقی که نیاز مبرم به به رشد و گسترش اقتصادی دارند و یا درصد بیکاری بالاتری دارند، صورت خواهد گرفت. دولت مرکزی و ملی موظف خواهند بود امکانات لازم را برای رشد اقتصادی در سراسر کشور محیا سازد. این هدف گاه از طریق همکاری با شرکتهای خصوصی و گاه با کمک سازمانهای غیر انتفاعی ممکن پذیر خواهد بود

سرمایه گذاری بخش دولتی و خصوصی و کلا فعالیتهای اقتصادی نباید تنها در پایتخت و شهرستانهای بزرگ انجام گیرد. امکانات و فعالیتهای اقتصادی همزمان در روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ کشور، زمینه ساز کاهش تمرکز جمعیت، مبارزه با بیکاری و فقر و نیز مسایل حاشیه ای اجتماعی در سراسر ایران است

در این راستا نیازهای بخش کشاورزی، شیلات، صنایع سبک و سنگین می بایست یک اندازه مورد توجه واقع شود و با در نظر گرفتن نیازهای کوتاه و دراز مدت مردم در بخش های مختلف اقتصادی مسایل و چالشهای محیط زیستی در نظر گرفته شود

حل بسیاری از مشکلات محیط زیستی در نهایت به روند پیشرفت اقتصادی کمک خواهد کرد. از این روسرمایه گذاری در مراکز پژوهشی و آکادمیک در سراسر کشور، می بایست در دستور کار قرار گیرد

برای حل بسیاری از مشکلات جامعه، فعالیت آزادانه سندیکاها و گفتگو و مذاکرات چند طرفه سندیکاها با بخش دولتی و خصوصی لازم است. در یک جامعه سکولار سندیکاها از حق فعالیت سیاسی برای نفوذ و تغییر و رفرم سیاستهای دولت و نیز تضمین حقوق کارگران و زحمتکشان جامعه برخوردار خواهند بود

آنچه گفته شد چکیده ای از چشم اندازی برای بازسازی زمینه ها و رشد اقتصادی در ایران سکولار است. جامع عمل پوشاندن به این چشم انداز نیازمند مشارکت مردم بدور از تبعیض است. از این رو توسعه اقتصادی تنها با همت، پشتکاری و همیاری همه شهروندان ایران زمین در چارچوب یک نظام سکولار میسر پذیر است

دانلود به صورت پی دی اف

آزادی خسروی_Page_1

آزادی خسروی_Page_2

بیانیه حزب  ِ  سکولار  ِ    ایران  پس از آزادی آقای مهدی خسروی (یاشار پارسا)

خطاب به مدافعان سکولاریم، دمکراسی و حقوق بشر در سرتاسر دنیا،

مورخه:  ۲۸ مرداد ۱۳۹۵

دوستان گرامی،

در چند روز گذشته، ما شاهد یک هبستگی غیر قابل باور بین رهبران گروه های سیاسی و کنشگران حقوق بشر، سازمان های حقوق بشری، رسانه ها و شهروندان عادی از نقاط مختلف دنیا بودیم، چه آنکه آنها یکصدا برای دفاع از حقوق انسانی و آزادی مهدی خسروی (معروف به یاشار پارسا) پا به میدان گذاشتند.

اقدامات مشترک همه ما، که ناشی از تعهد مشترک ما به ارزش های جهان شمول حقوق بشر است، باعث آزادی مهدی خسروی از زندانی در ایتالیا گشت، جایی که حاکمیت قانون و سامانه قضایی مستقل، اتهامات دروغین جمهوری اسلامی را بی اساس خواند.

ما باور داریم که اقدامات شجاعانه و صادقانه شما باعث توقف استرداد مهدی خسروی به جمهوری اسلامی شد، استردادی که به قیمت جان مهدی خسروی تمام می شد، و او در معرض شکنجه قرار می داد.

ما قدردان و مدیون رسانه های بین المللی هستیم که به شکل بی طرفانه ای و بدون سانسور، این رخداد را به تمامی دنیا گزارش دادند.

ما صمیمانه از نامه ها، ایمیل ها، و پیام های حمایت شما از مهدی خسروی سپاسگزاری می کنیم، این پیام ها در زمانی ارسال شد که به آنها نیاز بود. ما مایلم از وکلای آقای خسروی که با سخت کوشی و تلاش بی وقفه خود، این پیروزی بزرگ را رقم زده اند، سپاسگزاری کنیم، این پیروزی، شکست استبداد و بی عدالتی رژیم جمهوری اسلامی بود.

از طرف تمامی کسانی که در این کمپین بین المللی دخیل بوده اند، مایل هستیم که عدالت و بی طرفی دادگاه های ایتالیا را به قدر بنهیم، چه آنکه با دقت به بررسی اتهامات، واقعیت ها، شواهد  و مدارک اقدام نموده و سپس دستور آزادی بی قید و بند آقای خسروی را صادر نمودند. این حکم دادگاه، بی طرفی و اعتبار سامانه قضایی ایتالیا را در حمایت از حقوق بشر، و حقوق افراد بی گناه به اثبات رسانید.

هر چند که از بازگشت امن آقای خسروی به خانه اش در غربت شادمان هستیم، اما کار ما به اتمام نرسیده، و وظیفه ما محقق نگشته است. ما به خسروی و تعداد بی شمار از فعالان حقوق بشر در سرتاسر دنیا می پیوندیم، و خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی در ایران می شویم. ما خواستار پایان دادن به شکنجه و اعدام در ایران هستیم.

ما بر انجام وظیفه خود پافشاری می کنیم، این وظیفه ما است تا فریاد بغض های خفه شده در گلو باشیم، بغض های خفه شده ای که در اثر نقض حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی ایجاد گشته است.

ما برای دست یابی به حکومتی سکولار و دمکراتیک در ایران تلاش می کنیم، که در آن جدایی دین از حکومت به رسمیت شناخته شده باشد، و دوره ای نوین برای ملتمان رقم بخورد، دوره ای که با خردگرایی، احترام به کرامت انسانی و لغو تمامی تبعیض های جنسیتی، مذهبی، قومی و فرهنگی و..توام باشد.

با باوری راسخ به دمکراسی و سکولاریسم در ایران، ما شانه به شانه دیگر آزادی خواهان دنیا با هر ملیتی می ایستایم، تا به هدف مشترکمان، که اعتلای جهانی حقوق بشر است، دست یابیم.

در این لحظاتی که از صمیم قلب قدردان هستیم، ما شعر سعدی شیراز را به یاد همگان می آوریم، شعری که هشت صد سال پیش سروده شده است:

بنی آدم اعضای یک پیکرند         /            که در آفرينش ز یک گوهرند

چو عضوى به درد آورد روزگار     /       دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی     /       نشاید که نامت نهند آدمی

سیاست سرای حزب سکولار ایران

دانلود به صورت پی دی اف

پیام حزب سکولار ایران در زمینه یِ کودتای نافرجام در ترکیه_Page_1

پیام حزب سکولار ایران در زمینه یِ کودتای نافرجام در ترکیه_Page_2

پیام حزب سکولار ایران در زمینه یِ کودتای نافرجام در ترکیه_Page_3

دانلود به صورت پی دی اف

پیام حزب سکولار ایران در زمینه یِ کودتای نافرجام در ترکیه

نگرش کلی حزب سکولار ایران:

در یک حکومت دمکراتیک، تنها شهروندان مجاز به حضور و فعالیت در آن هستند و این مشارکت نیز به صورت «برابر» خواهد بود. حال حضور هر نهاد قدرتمند دیگری در حکومت، به معنای خدشه دار شدن دمکراسی است، چه آنکه اصل برابری به زیر سوال خواهد رفت.

در نگرش کلان حزب سکولار ایران، سیاست می بایست مصون از حضور نهادهای نظامی یا نهادهای مذهبی باشد، و چه آنکه این نمایندگان دو نهاد، به دلیل طبیعت خود رفتاری «برابر» با دیگران پیشه نمی کنند.

حزب سکولار ایران، دخالت نظامیان در سیاست را محکوم می داند، حضور نهادهای مذهبی و نظامی در سیاست، به معنای نابودی ساده ترین بنیان های دمکراسی است.

آنچه در ترکیه گذشت:

به دلیل قدرت گرفتن نهادهای مذهبی و حضور پر رنگ آنها در قدرت، بحران در خاورمیانه فزونی یافته است، میلیونها آواره سوری وعراقی، صدها هزار کشته، و خطر جنگ، از عوارض حضور نامیمون نهادهای مذهبی در قدرت است.

ترکیه از معدود کشورهای منطقه بوده، که نهادهای مذهبی اجازه حضور در سیاست را نداشته اند، و به همین دلیل نیز به رشد اقتصادی و پایداری دست یافته بود. افسوس که در چند سال اخیر، و پس از قدرت گرفتن حزب عدالت و توسعه، اندک اندک زمینه حضور پر رنگ تر نهادهای مذهبی فراهم شد.

حزب عدالت و توسعه از طریق انتخابات به قدرت رسید، ولی بعد از به دست گرفتن قدرت، برای تضعیف سکولاریسم در ترکیه تلاش نموده است، به دیگر عبارت این حزب از اصول دمکراتیک و انتخابات برای به دست گرفتن قدرت استفاده نموده، ولی بعد برای نابود سازی همان بنیان های دمکراتیک تلاش نموده است.

در اینجا، ما شاهد تلاش نهادهای مذهبی برای حضور در قدرت هستیم، و اینگونه است که برخی از دلاوران ارتش ترکیه، اصول دمکراسی را در معرض خطر می بیند،[۱] و برای دفاع از بنیان های دمکراسی در ترکیه پا به میدان می گذارد. در شرایط عادی، چنین دخالتی محکوم و غیر قابل پذیرش است، ولی با توجه به تلاش های حزب عدالت و توسعه، اقدام ارتش قابل قبول است.

مواضع حزب سکولار ایران:

  • ۱) حزب سکولار ایران، ضمن نکوهشِ اقدامات آقای اردوغان و حزب توسعه و عدالت، یادآور می شود که حزبِ توسعه و عدالت به کجراهه رقته ، چه آنکه یک حزب سیاسی، می بایست به اصول دمکراتیک پایبند باشند، و اگر قدرت را انتخابات برد، برای تغییر بنیان های دمکراتیک جامعه تلاش نکند.
  • ۲) حزب سکولار ایران، از دیدگاه هایی که دلاوران ارتش ترکیه در شب کودتا در پیام شان آوردند، که بر پایه یِ آن برای دفاع از بنیان های دمکراسی و سکولاریسم در آن کشور پا به میدان گذاشته بوده اند، پشتیبانی می کند، به آنها درود می فرستد، و یادآور می شود که تاریخ، از آنها به نیکی یاد خواهد کرد.
  • ۳) حزب سکولار ایران، خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب بین المللی  در مورد فساد مالی گسترده سران حکومت ج.ا. در ترکیه در دوران تحریم های بین المللی، و  بررسی رشوه های پرداخت شده به سیاستمداران ترک است.
  • ۴) حزب سکولار ایران، برکناری هزارن قاضی، مسوولان آموزش، و روسای دانشگاه های ترکیه را بنا به اتهام همکاری با کودتا، محکوم کرده، و آنها را تنها تصفیه حساب حزب عدالت و توسعه با نهادهای مدنی و دمکراتیک ترکیه ارزیابی می کند.
  • ۵) حزب سکولار ایران به مردم ترکیه هشدار می دهد که وقایع کنونی ترکیه، شباهت بسیاری به رخدادهای انقلاب ایران دارد، و از کنشگران سیاسی و  آزادی خواهان ترکیه می خواهد تا در مقابل شکل گیری یک دیکتاتوری مشابه ولایت فقیه، ایستادگی کنند.

سیاست سرای حزب سکولار ایران

[۱] پیامِ تلوبزیونیِ ارتش در شبِ کودتا:

Bu ahval ve şerait altında yüce Atatürk'ün önderliğinde milletimizin olağanüstü fedakarlıklar ile kurduğu bugünlere getirdiği Cumhuriyetimizin kurucusu olan Türk Silahlı Kuvvetleri Yurt'ta Sulh, Cihan'da Sulh ilkesinden hareketle vatanın bölünmez bütünlüğünü, milletin ve devletin bekasını devam ettirmek, Cumhuriyetimizin kazanımlarının karşı karşıya kaldığı tehlikeleri bertaraf etmek, hukuk devleti önündeki fiili engelleri ortadan kaldırmak milli güvenlik tehdidi haline gelmiş olan yolsuzluğu engellemek terörizm ve terörün her türlüsü ile etkin mücadele yolunu açmak temel evrensel insan haklarını mezhep ve etnisite ayrımı gözetmeksizin tüm vatandaşlarımız için geçerli kılmak laik, demokratik ve sosyal hukuk devleti ilkesi üzerine oturan Anayasal düzeni yeniden tesis etmek devletimizin ve milletimizin kaybedilen uluslararası itibarını yeniden kazanmak, uluslararası ortamda barış, istikrar ve huzurun temini için daha güçlü bir ilişki ve işbirliğini tesis etmek maksadıyla yönetime el koymuştur

منبع:

http://www.sozcu.com.tr/2016/gundem/son-dakika-haberi/trt-haberde-okunan-metin-turk-silahli-kuvvetleri-yonetime-el-koymustur-1316152/

.

دانلود به صورت پی-دی-اف

نامه سرگشاده خطاب به ملت بزرگ ایران -حزب سکولار ایران

تاریخ: ۲۹/۱۲/۱۳۹۴

شماره: الف-۱/۱۳۹۴

نامه سرگشاده خطاب به ملت بزرگ ایران

هموطنان گرامی، 

فرارسیدن نوروز این جشن چند هزار ساله را- به یکایک شما زنان و مردان ایران در هر نقطه گیتی  شادباش می گوییم.

در درازای این کشور کهن، بارها ابرهای تیره، آسمان کشورمان را فراگرفته اند، اما همیشه ملت ایران سرافراز و سربلند از بوته آزمایش بیرون آمده و پایدار باقی مانده است. شوربختانه این روزگار، یکی از آن دوره های تاریک تاریخ کشورمان است، و حکومتی تمامیت خواه، قدرت را در ایران قبضه کرده، و با کردار نادرست خود، فلاکت مردم ایران را رقم زده، و باعث بدنامی کشور عزیزمان گشته است.

سربلندی یک ملت، تنها به دست همان ملت ایجاد می شود، از این رو، اکنون وظیفه ای تاریخی بر گرده ایرانیان است تا برای بازپس گیری کشور خود از دست چنگیزیان، سینه سپر نموده، و پا به میدان گذارند. از این رو، تنی چند از کنشگران داخل و خارج از کشور، دست به دست یکدیگر داده تا یک نهاد سیاسی حرفه ای را پایه گذارند.  در اینجا به آگاهی شما می رسانیم که حزب سکولار ایران مراحل نهایی ثبت خود در آلمان را طی می نماید.

بی نیاز به یادآوری است که این حزب، حکومت اسلامی را یک حکومت غیر مردمی و غیر انسانی می داند، و خواستار واگذاری حاکمیت مردم ایران به مردم ایران، و جدایی دین از حاکمیت است، و برای رسیدن به این هدف، تمامی تلاش خود را به کار خواهد بست.

جدایی دین از سیاست و خردگرایی، بن مایه نگرش ما به دنیای سیاست است،  ما به عدالت اجتماعی و زندگی همراه با ارج؛ برای شهروندان ایران باور داریم. ما خواهان رفع تبعیض از جامعه هستیم. حزب سکولار ایران باورمند به جدایی دین از سیاست، مردم سالاری پارلمانی و خردگرایی است. امیدواریم که همه‌ی کسانی که چهارچوب اندیشه‌ی سیاسی حزب سکولار ایران را با دیدگاه‌های خود هم‌خوان می‌بینند، این حزب را خانه‌ی سیاسی خود بدانند، و دست به دست هم در زیر چتر این حزب تلاش کنیم و گام برداریم.

هزاران سال است که نوروز، نماد «نو-زایی»، شادی، شادکامی، و زندگی برای ایرانیان است، و این رسم فرخنده، چون ستونی پایدار، فرهنگ ملی ایرانیان را استوار و سرفراز نگاه داشته است. از این رو، نوروز را برای آغاز فعالیت این حزب بر گزیده ایم، تا فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم.

امضا کنندگان: بیست و نهم اسفند ماه نود و چهار

هاله باقر زاده، یاشار پارسا حامد تهرانی، نوید فاضل، بهشاد هستی بخش، و تنی چند از کنشگران داخل کشور

پیوند برای دسترسی به مرامنامه حزب:      http://goo.gl/kiK8PW 

دانلود بیانیه زیر به صورت پی دی اف

بیانیه بهایی_Page_1

بیانیه حزب  ِ  سکولار  ِ    ایران در محکومیت آزار شهروندان ایرانی غیر شیعه

مورخه: ۱۸ خرداد ۱۳۹۵

«حزب سکولار ایران، علی خامنه ای و تمامی مراجع تقلیدی که از آزار بهاییان حمایت کرده اند را به جنایت علیه بشریت متهم می کند.»

کرامت انسانی شعار محوری حزب سکولار ایران است، و از این رو، اولین بیانیه این حزب پس از تاسیس آن، به یک جنایت مداوم و سی و شش ساله اختصاص یافته است. بیش از سه دهه است که کرامت انسانی جمعی از هموطنان ما خدشه دار می شود،  و این اقدام زننده آنقدر تکرار شده که گویا قباحت خود را از دست داده است.

گرچه حکومت جمهوری اسلامی، به تمامی شهروندان ایران ظلم نموده است، اما این ظلم و ستم بر شهروندان غیر شیعه، افزون بوده، و در این میانه، بهاییان بیش از دیگران آزار دیده اند.

برای ساخت ایرانی آباد و سربلند، می بایست آشتی ملی صورت پذیرد، و اولین قدم برای رسیدن به آشتی ملی، پذیرش عمومی رنج هایی است که به صورت مضاعف، بر تمامی شهروندان غیر شیعه ایرانی، از جمله دگر اندیشان، بهاییان، یهودیان، مسیحیان و یا حتی مسلمانان سنی در سی و شش سال اخیر روا شده است.

حزب سکولار ایران، به نمایندگی از اعضای خود، ضمن به رسمیت شناختن تمامی ظلم و ستم هایی که بر شهروندان ایرانی غیر شیعه از سوی حکومت ج.ا. روا شده است؛ رهبر جمهوری اسلامی و تمامی مراجع تقلید شیعه حامی آزار بهاییان را به جنایت علیه بشریت متهم می کند.

حزب سکولار ایران تاکید می کند که در این جنایت سازمان یافته شده علیه بهاییان، نه تنها عاملان اجرای احکام به مقصر و مسوول هستند، بلکه حامیان فکری، و کسانی که چنین اعمال غیر انسانی را نیز مجاز شمرده اند، مجرم محسوب می شوند، و از آنجایی که برخی از مراجع تقلید شیعه، در توجیه این جنایات نقش داشته اند، حزب سکولار ایران آنها را نیز به جنایت علیه بشریت متهم می کند.

حزب سکولار ایران خواستار تشکیل یک کمیته حقیقت یاب بین المللی برای رسیدگی به جنایت علیه بشریت، و آزار سازمان دهی شده بهاییان است.

حزب سکولار ایران، خواستار توقف فوری این جنایت سازمان یافته می باشد، و به شهروندان ایران یادآور می شود که تقبیح چنین اعمال زننده ای، وظیفه حداقلی هر شهروند ایرانی است. 

خاستگاه حزب سکولار ایران در جامعه، قشری از ایرانیان خردگرا است که به کرامت تمامی شهروندان جامعه باور دارند، از این رو است که نقض حقوق انسانی دگر اندیشان و اقلیت های مذهبی در ایران از دغدغه های این حزب به شمار می رود. ما به کرامت انسانی تک تک شهروندان ایران، فارغ از هر عقیده و مذهبی، باوری عمیق داریم.

جنایت سازمان یافته حکومت ج.ا. علیه هموطنان بهایی، خود نمونه ای است که نشان می دهد چرا می بایست دین از حکومت جدا باشد.

سیاست سرای حزب سکولار ایران


دانلود به شکل پی دی اف: 

آیا جامعه ای که من در آن زندگی می کنم، عادلانه با من و دیگران رفتار می کند؟

پاسخ به پرسش فوق، آینده یک جامعه را رقم می زند. اگر شهروندان یک جامعه باور داشته باشند که امکانات جامعه عادلانه تقسیم می شود، آنگاه سرمایه های اجتماعی[۱] افزایش می یابد، و در دراز مدت، رشد اقتصادی حاصل می شود، رفاه جامعه افزایش می یابد، و صلحی پایدار بر جامعه حاکم خواهد گشت.

مبحث عدالت اجتماعی، در اجرای یک حکمرانی شایسته و اعتلای حقوق بشر، اهمیت به سزایی دارد، و اصولا هنگام اتخاذ سیاست های کلان و خرد، و همینطور قانون گذاری، اهمیت خود را نشان می دهد، و در دراز مدت، به ایجاد صلح پایدار در جامعه می انجامد، جرایم را کاهش می دهد، و رفاه بیشتری برای شهروندان به ارمغان می آورد.

در این مقاله تلاش خواهم نمود تا به ارایه تعریفی مشخص از مقوله عدالت اجتماعی بپردازم.

نگاه شهروندان ایران به مقوله عدالت اجتماعی اهمیت فراوانی دارد و می بایست بدانیم که مردم ایران چه برداشتی از این مهم دارند. آنگونه که جان رایلز به درستی توضیح می دهد، دیدگاه سیاسی/اجتماعی افراد، بر دو بنیان بنا شده است، یک سامانه سیاسی که در آن رشد می کند، و دیگری فرهنگ حاکم بر جامعه.[۲] در حقیقت، درک هر شهروند از مقوله عدالت، وابسته به فرهنگی است که در آن رشد کرده و همینطور نحوه رفتار سامانه سیاسی حاکم بر کشور است.

از این رو، و با توجه به مسایل رخ داده در طی انقلاب ۱۹۷۹(و وعده های خمینی در اینباره!) تصور می کنم پرداختن به مقوله عدالت اجتماعی، و ارایه تعریفی درست از این مقوله، اهمیت دو چندانی پیدا می کند.

ارایه تعریف از «عدالت اجتماعی» چندان کار راحتی نیست، چه آنکه در طی زمان تکامل یافته، و همچنان مبحث پیچیده ای است.  در اینجا،  ابتدا تعریف خود را از عدالت اجتماعی ارایه می کنم:

-             چنانچه اعضای یک جامعه، «برادرانه»  با یکدیگر رفتار کنند، و «ارجمندی انسان» را به عنوان یک اصل مد نظر قرار می دهند، آنگاه ما شاهد شکل گیری عدالت اجتماعی خواهیم بود.

با توجه به نکته فوق، به عنوان زیر ساخت جامعه عادلانه، آنگاه می توان ادعا نمود که: چنانچه در یک جامعه، بهره مندی شهروندان از امکانات عمومی و یا فرصت های موجود در جامعه، تنها بر اساس عدالت و انصاف باشد، و آنها به دلیل نژاد، ملیت، جنسیت، گرایش جنسی، عقاید سیاسی/مذهبی، طبقه اجتماعی و یا پیشینه با تبعیض روبرو نشوند، آنگاه ما شاهد جامعه ای عادلانه خواهیم بود. در چنین جامعه ای، تقسیم برابر امکانات الزاما صورت نمیگیرد، و به توانایی های شهروندان در بهره وری از امکانات نیز توجه می شود، و به دیگر عبارت، انصاف به عنوان یک بنیان برای تعریف عدالت مد نظر قرار خواهد گرفت.

نکته اول- رفتار برادرانه:

شعار انقلاب فرانسه، برابری، آزادی و برادری بود. عبارت برادری، به معنای آن است که آنچنان با دیگران رفتار کنید گو اینکه آنها برادر شما هستند. مفهوم برادری، بعدا در بند اول اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز ذکر شد.

نکته دوم- ارجمندی انسان:

در نوشته دیگری، به ارجمندی انسان به صورت خلاصه پرداخته ام.

نکته سوم: عدالت اجتماعی و تقسیم مساوی امکانات:

هر چند که شاید برای برخی، مقوله عدالت اجتماعی با تقسیم برابر امکانات در جامعه یکی دانسته شود، لیکن این برداشت درست نیست، و عدالت اجتماعی الزاما به برابری ختم نمی شود.

تصور می کنم که برای درک مقوله عدالت اجتماعی، لازم است تا به واکاوی دیدگاه های جان رایلز بپردازیم.

معرفی نظریه «عدالت به مثابه انصاف»:

نظریه «عدالت به مثابه انصاف»، ابتدا در سال ۱۹۸۵ در قالب یک مقاله توسط جان رایلز منتشر شد، و سپس به شکل تفضیلی، در کتاب مشهور «نظریه عدالت» معرفی گشت. لازم به ذکر است که جان رایلز، از این نظریه در کتاب مشهور دیگرش، با نام لیبرالیسم سیاسی، بهره بسیار برده است. (تا جایی که می دانم، کتاب نظریه عدالت به فارسی ترجمه شده است).

برای درک نظرات جان رایلز، لازم است در ابتدا نگاه جان رایلز به مقوله «قراردادهای اجتماعی» مورد بررسی قرار گیرد. جان رایلز باور دارد که انسان ها، تنها برای حفظ امنیت خود به قراردادهای اجتماعی تن در نمی دهند، بلکه «حس عدالت» نیز نقش مهمی بازی می کند،  و انسان ها در پی ایجاد یک جامعه عادلانه هستند.

جان رایلز برای نشان دادن اهمیت عدالت در شکل گیری قرارداد اجتماعی، موقعیتی خیالی را به تصویر می کشد،  آنگاه از ما می خواهد تصور کنیم که قبل از شکل گیری جامعه، هیچ کسی نمی داند که در جامعه آتی (که قرار است تشکیل شود) جنسیت، رنگ پوست، توانایی جسمی و ذهنی، هوش، نژاد و... او چه خواهد بود. حال از ما می پرسد که در چنین شرایطی، انتخاب شما چه خواهد بود؟ شما خواستار چگونه جامعه ای خواهید شد؟ بدیهی است که هر فرد عاقلی، خواستار جامعه ای عادلانه خواهد بود. جان رایلز این انتخاب را «انتخاب از سر بی خبری» لقب می دهد.

در حالی که دیگر متفکران قراردادهای اجتماعی، همیشه استدلال می کرده اند که انسان ها، تا قبل از شکل گیری جامعه و عقد قرارداد اجتماعی، با یکدیگر در «حالت جنگ» به سر می برند، اما جان رایلز این حالت قبل از ورود به قرادادهای اجتماعی را «وضع اصلی» می خواند، و استدلال می کند که حتی در چنین شرایطی نیز انسان ها، با یکدیگر سر جنگ ندارند، و در حقیقت، حس عدالت برای خود و دیگران، نقش مهمی در ترغیب آنها به عقد قرارداد اجتماعی بازی می کند.

اینگونه است که جان رایلز، عنصر عدالت را به بنیان قراردادهای اجتماعی و تشکیل جامعه انسانی اضافه می کند، و حقوق انسان ها را در جامعه، به شکل زیر تعریف می نماید:

یک) بنیان آزادی در جامعه: هر انسانی می بایست از حداکثر آزادی و به صورت مساوی با دیگران، بهره مند باشد.

دو) بنیان عدالت در جامعه: جامعه باید به شکلی نظم داده شود که ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه این امکان را ایجاد نماید تا:

الف) قشر آسیب پذیر جامعه از امکانات بیشتری بهره ببرد، ب) همگان به شکلی منصفانه، امکان اخذ سمت های مختلف در مراکز قدرت را به نحوی منصفانه و برابر بیابند.

حال تصور کنیم که قبل از تشکیل جامعه، شخص الف، مایل است تا در مورد قوانین جامعه در آینده، تصمیم بگیرد و مثلا بگوید که حقوق زنان حامله، یا افراد توانخواه (معلول) چگونه باید باشد؟ شخص الف، نمی داند در جامعه در آینده، جنسیت او چه خواهد بود و نمی داند که آیا از سلامت جسمی برخوردار است یا خیر؟ در چنین حالتی، شخص الف، تمامی تلاش خود را به کار خواهد بست تا مثلا زنان باردار و یا افراد توانخواه، به شکل منصفانه ای از امکانات جامعه بهره مند گردند، چه آنکه ممکن است این قانونی که او اکنون پیشنهاد می کند، در آتیه شامل حال خود نیز بشود!

بر اساس افکار جان رایلز است که بنیان عدالت، برای  «کرامت انسانی» نیز بنا نهاده می شود.

در جمع بندی می توان گفت که در نگاه جان رایلز، عدالت اجتماعی در شرایط زیر حاکم خواهد شد:

یک) برابری همگان برای دسترسی به آزادی،

دو) بهره مندی همگان از حقوقی برابر،

سه) تقسیم برابر امکانات و موقعیت ها در جامعه، مگر اینکه لازم باشد برای حمایت از اقشار آسیب پذیر، یک نوع تبعیض مثبت قایل شویم.

در حقیقت، جان رایلز باور دارد برای تقویت اقشار آسیب پذیر جامعه، و افرادی که از توانایی های کمتری برخوردار هستند، می توان برابری را زیر پا گذاشت، تا شرایطی فراهم شود که آنها نیز بتوانند از زندگی خود لذت ببرند.

در حقیقت، جان رایلز به جای اینکه بر تقسیم برابر امکانات جامعه پافشاری کند، بر این نکته پافشاری می کند که همه اعضای جامعه می بایست بتوانند از رفاه و سعادت برخوردار شوند، حال اگر یک فرد جامعه به دلیل ناتوانی، نیاز بیشتری به امکانات دارد، باید برابری را زیر پا گذارد و به او امکانات بیشتری ارایه نمود.

در تصویر زیر می توانید حاصل  آرا جان رایلز را ببینید: 

عدالت اجتماعی، یاشار پارسا، لیبرال، محافظه کاران، جان رایلز، social justice

هدف تنها تقسیم برابر این جعبه ها نیست، بلکه هدف می بایست به نحوی باشد که همه بتوانند مسابقه را ببینید، و اگر کسی قد کوتاه تری دارد، می بایست جعبه بیشتری در اختیار او قرار داده شود:

در دنیای کنونی، نگرش های مختلفی بر مقوله عدالت اجتماعی وجود دارد، و می توان مهمترین آنها را به شکل زیر دسته بندی نمود:

ابتدا دیدگاه محافظه کاران را معرفی می کنم:

نگاه محافظه کاران به مقوله عدالت اجتماعی، برگرفته از دیدگاه سرمایه داری است، و در این نگاه، هر عضو جامعه می بایست کنترل زندگی خود را به دست بگیرد، مسوولیت اقدامات و زندگی خود را بپذیرد، و در نهایت، بر اساس فعالیت های خود در جامعه، از امکانات جامعه بهره مند گردد، و این دیدگاه، می پذیرد که ثروت و اموال جامعه، بر اساس این اصل، به شکلی نابربر بین شهروندان تقسیم شود. نمی توان منکر این شد که چنین نگرشی، ریشه در افکار آدام اسمیت دارد، و بر عدم مداخله اقتصادی دولت در بخش خصوصی تاکید می ورزد.[۳] افراد متمایل به این دیدگاه، باور دارند که هر شهروندی، می بایست مالک اموال و داشته های خود باشد، و این بی انصافی است اگر یک فرد پولدار را مجبور به پرداخت مالیات بیشتری کنیم، تا مثلا دولت بتواند خدمات اساسی به افراد فقیر ارایه نماید.

حاصل چنین نگرشی، جامعه به شدت طبقاتی در برخی از کشورهای غربی، از جمله ایالات متحده آمریکا است،

نگاه لیبرال به عدالت اجتماعی:

نگرش لیبرال به عدالت اجتماعی، بیشتر به «برابر خواهی»[۴] نزدیکی بیشتری دارد، و آنها باور دارند که عدالت اجتماعی حتی در نظام سرمایه داری نیز قابل دست یابی است، و ناگفته نماند که در نگرش لیبرالی، دولت موظف است که گاه برای حراست از مساوات و عدالت، در بازار دخالت کند، و گاه دولت موظف می شود تا به اختصاص امکانات به قشر محروم جامعه همت گمارد.

شاید بتوان ریشه این نگاه را افکار جان لاک ملاحظه نمود، و هنوز بعد سه سده، نفوذ افکار این اندیشمند را به عینه ملاحظه نمود.

جان لاک باور داشت که آزادی و سلامت و حق زندگی، حقوقی است که به انسان طبق «قانون طبیعی» اعطا شده است. جلوه این نگاه انسان مدارانه را می توان در نگرش لیبرالی به مقوله عدالت اجتماعی به راحتی ملاحظه نمود.

صد سال بعد از جان لاک، نگاه او به مقوله عدالت اجتماعی، توسط کانت گسترش بیشتری یافت، و در قرن بیستم نیز، ما شاهد ارایه خوانشی نوین از مقوله عدالت اجتماعی توسط جان رایلز هستیم.

جان رایلز، به عنوان یکی از بزرگترین اندیشمندان قرن بیستم، که به شدت تحت تاثیر کانت است، تعریف نوینی از عدالت ارایه می کند، و آنرا در قالب نظریه «عدالت به مثابه انصاف» ارایه می کند.

نگاه رادیکال به مقوله عدالت اجتماعِی:

نگاه رادیکال به مقوله عدالت اجتماعی را می توان در میان افکار چپ سیاسی یافت، افکاری که دیدگاه محافظه کاران و لیبرال ها هستند. در این نگاه، هر عضو جامعه، به صرف حضور در جامعه، می بایست به شکل مساوی، از امکانات جامعه بهره مند شود، فارغ از اینکه تا چه حد در جامعه نقش داشته است.

[۱] Social capital

[۲] Rawls, J. (۲۰۰۷). Lectures on the history of political philosophy. Cambridge: The Belknap Press of Harvard University Press,

[۳] laissez faire system

[۴] Egalitarianism

در این مقاله، که می توانید آنرا به صورت پی دی اف در اینجا ملاحظه نمایید، تلاش نموده ام تا نشان دهم که چگونه می توان بدون خشونت هم انقلاب کرد، و با موفقیت کشور را از دیکتاتوری، به سوی دمکراسی هدایت نمود.

 

پیشگفتار:

ژنرال جان کریستین اسموت، به نمایندگی از دولت بریتانیا،  ماهتما گاندی را به زندان انداخت، وی سالها بعد، در وصف ماهتما گاندی چنین گفت:

«این تقدیر من بود تا صف مقابل، و در میان دشمنان مردی قرار بگیرم که حتی همان زمان نیز،  احترام بسیار برایش قایل بوده ام. ماهتما گاندی، در زندان برای من یک جفت صندل درست کرد، و زمانی که از زندان آزاد شد، آنها را به من هدیه نمود.من سالها آن صندل ها را در تابستان پوشیدم، هر چند احساس می کردم لیاقت ندارم تا در کفشی قدم زنم، که چنین مرد بزرگی آنرا ساخته است.»

براستی، چه می شود که دشمن آدمی، او را به زندان بیاندازد، ولی همزمان، اینچنین به او احترام بگذارد؟ آیا اصولا زندان قدرت به بند کشیدن چنین فردی را دارد؟

اما پرسش اساسی نیز وجود دارد:

اگر گاندی موفق شد تا به کمک «پیکار خشونت پرهیز»، موفق شد بر حکومت استعمارگر پیروز شود،  آیا ما مردم ایران نیز می توانیم با استفاده از همین روش، بر حکومت خامنه ای پیروز شده، و کشورمان را نجات دهیم؟

اهداف من از نگارش این کتابچه، به قرار زیر است:

  • معرفی «پیکار خشونت پرهیز» به عنوان یک روش برای آزاد سازی ایران،
  • توضیح علت های موفقیت این شیوه،

نکته: بسیاری از هموطنان، از نافرمانی مدنی به عنوان پیکار خشونت پرهیز یاد می کنند، که استفاده غلطی است. نافرمانی مدنی، یک نوع از کنش های خشونت پرهیز است.

چرا پیکار خشونت پرهیز را توصیه می کنیم؟

ماهتما گاندی باور داشت که شیوه های خشونت پرهیز،  از توسل به خشونت، هم به دلایل اخلاقی و هم به دلیل کارآمد بودن،  اهمیت و برتری دارد.[۱]  ماهتما گاندی، برداشت خود را از بی خشونتی، در کلمه «satyagrah» به معرض نمایش گذاشت، و این عبارت را به معنای «پافشاری بر حقیقت» و یا «توسل به قدرت حقیقت» ارزیابی نموده اند.

گاندی: پیکار خشونت پرهیز، قدرتمندترین سلاحی است که بشر در اختیار دارد...

پیکار خشونت پرهیز به زبانی ساده:

در اینجا، خلاصه ای از این کتابچه را ذکر می نمایم:

  • حکومت های دیکتاتوری، تنها به شکل اتفاقی، قدرت را به دست گرفته اند.
  • اعضای جامعه، فرمانبرداری آنها را پذیرفته اند، و در نتیجه حکومت آنها ادامه یافته است،
  • قدرت آنها، تنها بر دو چیز خیلی ساده بنا شده است: پذیریش و ترس! ترس مردم از برخورد خشن حاکمان دیکتاتور، و در نتیجه پذیرش فرمانروایی آنها.
  • در صورتی که جامعه از نکات زیر آگاه شود، آنگاه این ترس و پذیرش از بین می رود، و دیکتاتور سرنگون می گردد:

الف) حاکمان کنونی دیکتاتور، فاسد و فاقد مشروعیت هستند،

ب) قدرت سرکوب آنها، تنها از خود مردم ناشی می شود، و چنانچه مردم متحد شوند، حاکمان دیکتاتور، قدرت سرکوب را از دست خواهند داد، در نتیجه عامل ترس دیگر وجود نخواهد داشت.

  • پذیرش حکمرانی یک دیکتاتور، ناشی از ترس و پذیرش است. پذیریش نیز خود ناشی از ترس است، و با از بین رفتن ترس، دیگر جامعه، دیکتاتور را نخواهد پذیرفت.
  • برای اینکه مردم متحد شوند، باید:

 الف) از شرایط و اصول فوق آگاهی یابند؛

 ب) باید به آینده اعتماد یابند و بدانند که اگر حکومت دیکتاتور سرنگون شد، جامعه را بی نظمی فرا نخواهد گرفت؛

  • از این رو، آگاهی بخشیدن به مردم اهمیت به سزایی دارد، و در صورتی که مردم آگاه شوند، آنگاه یک «بازخورد مثبت» ایجاد می شود، و هر چه مردم بیشتر در «پیکار خشونت پرهیز» مشارکت کنند، آنگاه اعتماد به نفس بیشتری خواهند یافت، و روند قدرت بیشتری می یابد.
  • دیکتاتورها، خود بیش از دیگران از قدرت مردم، و بنیان سست حکومت خود آگاه هستند، به دیگر عبارت، بیش از آنکه مردم از آنها بترستند، این دیکتاتورها هستند که از مردم وحشت دارند!!
  • چنانچه مردم از نکات فوق آگاه شوند و پیکار خشونت پرهیز را آغاز نمایند، دیکتاتورها ممکن است به خشونت متوسل شوند. این توسل به خشونت، روند سرنگونی دیکتاتور را سریع تر می کند، چرا که اولا احساسات مردمی که در «پیکار خشونت پرهیز» مشارکت نکرده اند، تحریک می شود و آنها نیز به مردم معترض می پیوندند، و دوما، فشارهای بین المللی بر دیکتاتور افزایش می یابد. در حقیقت، خشونت و سرکوب مردم، اسلحه رژیم نیست، و می تواند پاشنه آشیل حکومت ج.ا.، باشد و به سرنگونی این رژیم منجر گردد.
  • پیکار خشونت پرهیز، تنها به سرنگونی دیکتاتور نمی اندیشد، بلکه هدفی دراز مدت را پی می گیرد، و به دنبال استقرار یک دمکراسی و صلح پایدار در کشور است.
  • علی رغم اینکه برخی تصور می کنند «پیکار خشونت پرهیز» در شرایطی کارآمد است که دیکتاتور از خشونت بهره نمی گیرد، اما پژوهش های صورت گرفته نشان می دهد که این نوع پیکار، در هر شرایطی جواب می دهد، و شانس موفقیتی بیشتر از دست زدن به خشونت را دارد.
  • نکته مهم در اینجاست که قدرت حاکم، از یک منبع خاص منشعب نمی شود. (مثلا اطاعت یک نفر خاص، باعث نمی شود حاکم قدرت داشته باشد.) در صورتی که قدرت حاکم ناشی از اطاعت یک یا چند نفر محدود بود، حاکم می توانست این از تبعیت همیشگی آنها اطمینان حاصل نماید. لیکن، وقتی قدرت حاکم از تبعیت میلیونها نفر به دست می آید، کافیست این تعداد کثیر، از قدرت خود آگاهی یابند، و در اینجاست که قدرت حاکم به راحتی از بین می رود.

تعریف صلح:

قبل از پرداختن به «پیکار خشونت پرهیز»، لازم است نگاهی به موضوع صلح بیاندازیم.

پژوهشگران بسیاری به مقوله صلح پرداخته اند، و لذا تعریفی همه گیر از آن موجود نمی باشد. جوهان گالتونبرگ،[۲] پیشرو تحقیق در زمینه صلح است، وی در مقاله ای که با عنوان «نظریه صلح، رهیافتی به صلح اندیشی» در سال ۱۹۶۷ منتشر ساخت، صلح را چنین تعریف نموده است:

«سه ایده کلی درباره صلح وجود دارد، (۱) ایده قدیمی که صلح را به شکل پایداری و تعادل تعریف می نماید....(۲) نگاه دیگری که صلح را به منای نبود خشونت فراگیر و سازمان یافته تعریف می کند، ...(۳)تعریف سومی از صلح نیز وجود دارد، که مترادف با مفاهیمی چون یک پارچگی اجتماعی و همزیستی گروه های مختلف است...، صلح فراتر از تنها نبود خشونت است، و عناصری چون برابری، و نبود بهره کشی را نیز در بر می گیرد، .... »[۳]

گالتونبرگ، صلح را به دو شکل «صلح منفی» و «صلح مثبت» تعریف نموده است، که در صلح منفی، خشونت سازمان یافته وجود ندارد، اما در «صلح مثبت» شرایطی است که در آن، زمینه وقوع خشونت از بین می رود.

در اینجا، تعریف خود را از صلح ارایه می نمایم:

صلح، حالتی است که در آن جامعه به پایداری می رسد، چرا که حاکمیت بر کشور در اختیار مردم است، و قدرت تعریف (بایدها و نبایدها) در اختیار اکثریت جامعه قرار داده شده است. صلح را می توان با معیارهای زیر برای هر جامعه ای سنجید:

  • ارجمندی انسانی در جامعه پاس داشته می شود: برای تعریف کرامت انسانی.[۴]
  • تکثرگرایی و Pluralism در جامعه باشد: به معنای آگرمان و پذیرش گوناگونی در جامعه است.
  • رواداری در جامعه شکل گرفته باشد
  • آزادی های واقعی در جامعه پاس داشته می شود،
  • شهروندان فرصت بهره مندی از قابلیت های شخصی خود را داشته باشند،
  • عدالت اجتماعی در جامعه وجود دارد،
  • حاکمیت قانون در جامعه شکل گرفته است،
  • سامانه دادگری مستقل، عدالت را در جامعه تضمین می کند،
  • حاکمیت مردم از آن مردم است،
  • شهروندان جامعه امکان بهره وری از قابلیت های خود را خواهند داشت.
  • و شاهد شکل گیری و رشد همبستگی اجتماعی باشیم.

بر اساس تعریف فوق از صلح، به موضوع «پیکار خشونت پرهیز» می پردازیم، و آنرا اینچنین تعریف می کنم:

«پیکار خشونت پرهیز، رهیافتی هوشمندانه است که جامعه بحران زده را به صلح می رساند؛ روشی است که به مدد آن، شهروندان بدون خشونت، قدرت را از دیکتاتور مستبد سلب می نمایند، و زمینه ایجاد صلح مثبت و پایدار در جامعه را فراهم می نمایند.»

آیا مردم ایران حق دارند که به  «پیکار خشونت پرهیز» متوسل شوند؟

این پرسش، بنیادین است، هر عضو جامعه قبل از اقدام به هر کاری، می بایست از خود بپرسد که آیا او، با اقدام به یک «پیکار خشونت پرهیز»، حق دیگر اعضای جامعه را به زیر سوال نمی برد؟

برای پاسخ به این پرسش، می بایست به نکته توجه نمود، هنگاهی که یک کنشگر سیاسی، برای سرنگونی یک دیکتاتور، و ایجاد دمکراسی در کشورش، به «پیکار خشونت پرهیز» دست می زند،  معمولا قوانینی که دیکتاتور  جامعه بنا نهاده را زیر پا می گذارد. حال سوال اینجاست، آیا این قوانین مشروعیتی دارند؟!

هنگامی یک قانون مشروعیت و حرمت دارد که بر اساس خواسته اکثریت جامعه، و با توجه به استانداردهای جهانی همچون اعلامیه جهانی حقوق بشر تصویب شده باشد، قوانینی که یک دیکتاتور و یا مجلس فرمایشی آن دیکتاتور تصویب می کند، فاقد مشروعیت است.

اندیشمند بزرگ، جان لاک به صراحت بر این نکته تاکید ورزیده که وقتی یک حاکم به ظلم و ستم روی می آورد، خود را در «حالت جنگی» با تمامی اعضای جامعه قرار داده است، و اعضای جامعه حق دارند تا علیه حاکم وارد جنگ شوند.[۵] بدیهی است در چنین شرایطی، قوانین و دستورات حاکم دیکتاتور، فاقد ارزش است.

نظریه پردازان سیاسی و فیلسوفان دوران معاصر نیز نظرات مشابهی دارند. جان رایلز، به عنوان یکی از بزرگترین اندیشمندان سده اخیر در کتاب «نظریه عدالت» به این مساله پرداخته است. او باور دارد که  حتی اگر یک جامعه دمکراتیک نیز باشد،  «کنش های خشونت پرهیز» یک اقدام سیاسی از سر وظیفه شناسی است، و هر چند که قانون را نقض می کند، اما هدفش ایجاد یک تغییر است، و کنشگر با  کنش خود، به «حس عدالت خواهانه» اکثریت جامعه رجوع می کند.[۶]

در اینجا لازم است نظر ماهتما گاندی در اینباره را ذکر کنم، او باور دارد که:

«تصویب یک قانون غیرمنصفانه خود اقدامی خشونت آمیز محسوب می شود، و دستگیر کردن افراد بر اساس آن قانون، خشونتی مضاعف است، حال اصول «پیکار خشونت پرهیز» تاکید می کنند که پاسخ چنین خشونتی، باید با بی خشونتی داد.»

علل موفقیت «پیکار خشونت پرهیز»:

پژوهشگران، چند دلیل زیر را عوامل اساسی روش های خشونت پرهیز، برای دستیابی به اهداف خود در مقابل حکومت های خودکامه ارزیابی می کنند:

  • روش های بی خشونت از اقبال و مشروعیت بیشتری در نزد افکار داخلی و جامعه بین المللی برخوردار هستند، و در نتیجه حمایت بیشتری را جذب کرده و فشار بیشتری بر دولت های خودکامه وارد می کنند.
  • توسل به آشتی ملی، باعث می شود تا:

(الف) بخش هایی از حاکمیت از آن جدا شده و به جامعه بپیوندند،

(ب) فشار بین المللی بر حکومت خودکامه افزایش یاید.

  • از همه مهمتر، حاکمیت خودکامه، در هنگام مقابله با گروه های مسلح یا خشونت طلب، به راحتی می تواند به خشونت توسل جسته و به سرکوب روی آورد، لیکن هنگام مقابله با کنش خشونت پرهیز، چنانچه به خشونت متوسل شود، امکان توجیه آنرا ندارد، و عواقب سنگینی (چه از بعد داخلی و هواداران خود و چه از منظر جامعه بین المللی) برای رژیم به همراه خواهد داشت.

یک نمونه: علل موفقیت پیکار خشونت پرهیز در صربستان:

یکی از پژوهشگران، به بررسی روند سرنگونی دیکتاتوری در صربستان پرداخته، و سه عامل اساسی را پیروزی یک کنش خشونت پرهیز، مهم و اساسی ارزیابی کرده اند:  (۱) اتحاد، (۲) داشتن برنامه ریزی مشخص، (۳) اعتقاد به اصول کنش های خشونت پرهیز.[۷]

ارایه تعاریف از ایستادگی مدنی و پیکار خشونت پرهیز :

 

ایستادگی مدنی:[۸]

ایستادگی مدنی شیوه ای از اقدام سیاسی است که بر روش های بدون خشونت تاکید می ورزد. ایستایی مدنی تنها برای مقابله با یک حکومت تمامیت خواه استفاده نمی شود، بلکه روشی برای رسیدن به خواسته ها، در قبال یک حکومت دمکراتیک و مشروع نیز می باشد، و می تواند اقدامات متفاوتی چون شب زنده داری، پتیشن، تحریم یک کالای خاص، اشغال یک مکان خاص را در بر گیرد. مهمترین تفاوت «ایستادگی مدنی» با دیگر شیوه های مشابه، در این است که شرکت کندگان، الزما به دلیل اخلاقی از دست زدن به خشونت اجتناب نمی ورزند.[۹]


 

پیکار خشونت-پرهیز:[۱۰]

«پیکار خشونت پرهیز» ریشه ای به درازای تاریخ دارد، لیکن در دوران معاصر، ماهتما گاندی، آنرا به شکل یک رهیافت مبارزاتی عنوان نمود، و توسعه داد.

می توانم به شکلی ساده، «پیکار خشونت پرهیز» را به شکل زیر تعریف نمایم:  پیکاری است برای به ایجاد یک تغییر در جامعه، بدون به کارگیری خشونت.

در چند دهه گذشته، پژوهشگران بسیاری به موضوع «پیکار خشونت پرهیز» پرداخته اند، ولی جین شارپ را می توان مهمترین پژوهشگری دانست که به بررسی علمی این  پدیده همت گماشته است. به صورت خلاصه، می توان گفت که نگاه جین شارپ به پیکار خشونت پرهیز، به قرار زیر می باشد:

«افراد جامعه، به دو دسته حاکم و فرمانبر تقسیم می شوند. قدرت حاکم ناشی از پذیرش این قدرت، توسط مردم است. حال، پیکار خشونت پرهیز، شامل اعمالی است که باعث می شود افراد فرمانبر، دیگر به حکمرانی حاکم گردن نمی دهند و سرپیچی می کنند، و به دیگر عبارت، روشی است که بر اساس آن، پایه های استقرار حاکمیت حاکم، فرو می ریزد.»[۱۱]

بسیاری، پیکار خشونت پرهیز را با نافرمانی مدنی اشتباه می گیرند، و در اینجا باید تصریح کنم که نافرمانی مدنی، خود یک شکل از «پیکار خشونت پرهیز» است. «پیکار خشونت پرهیز» انواع گوناگونی دارد، که می توان به اعتصاب یا تحریم یک کالا، یا نافرمانی مدنی اشاره نمود.

در تعریف کنش های خشونت پرهیز، جین شارپ می گوید:

«پیکار خشونت پرهیز، یک شیوه مبنتی بر مدنیت است، و تلاش می کند تا تغییرات مورد نظر خود را از طریق روش های اجتماعی، روانی، اقتصادی و یا سیاسی، بدون خشونت، کسب نمایند. پیکار خشونت پرهیز، شامل دست زدن به یک سری اقدامات، یا خودداری از انجام این اقدامات، یا ترکیبی از هر دو است.»[۱۲]

جین شارپ، پیکار خشونت پرهیز را به شش دسته اصلی تقسیم می کند:

  • بی مقاومت non-resistance
  • آشتی فعال active reconciliation
  • مقاومت اخلاقی، moral resistance
  • خشونت پرهیزی انتخابی، selective nonviolance
  • ساتیاگراها  (پایدارای شجاعانه بر حقیقت) یا satyagraha
  • انقلاب خشونت پرهیز Nonviolant revolution

 

قدرت خامنه ای از کجا ناشی می شود:

نیاز حاکم به جامعه:

در ابتدا، به ذکر نظرات جین شارپ می پردازم، شارپ باور دارد از آنجا که قدرت حاکم، ریشه  در جامعه دارد، لذا هر چه دخالت حاکم در جامعه بیشتر باشد، نیاز بیشتری به مشارکت مردم دارد. و این همکاری مردم است که قدرت حاکم را تعیین می کند، و به دیگر عبارت، آن زمانی که جامعه تصمیم بگیرد رابطه اش را با حاکم قطع کند، آنگاه قدرت حاکم به سمت صفر میل خواهد نمود. (شارپ ۱۹۷۳).

از منظر شارپ، قدرت حاکم بر گرفته از یکی یا همه دسته های زیر است: (برداشتی آزاد از: شارپ، ۱۹۷۳؛ شارپ، ۲۰۰۵؛ شارپ، ۲۰۱۰).

  • مشروعیت حاکم:[۱۳] ناآگاهی مردم از مشروع نبودن رژیم، و اینکه مردم باور دارند وظیفه اطاعت را دارند
  • منابع انسانی دیکتاتور:[۱۴] شامل گروه هایی که چشم بسته از او حمایت می کنند (در ایران کنونی، بسیجی ها)
  • مهارت و دانش:[۱۵] اینکه تا چه حد افراد با تخصص و کارآمد، با دیکتاتور همکاری می کنند.
  • فاکتورهای غیر ملموس و غیر عینی:[۱۶] مانند فاکتورهای روانی و ایدیولوژیک که مردم را وادار به فرمانبرداری می کند.
  • منابع مادی:[۱۷] میزان دسترسی دیکتاتور به منابع مالی کشور،
  • مجازات ها:[۱۸] مجازاتی که دیکتاتور برای سرکوب مخالفین در نظر می گیرد.

از این رو است که شارپ باور دارد که اعضای جامعه، به یکی از دلایل زیر ممکن است  به حکمرانی حاکم، رضایت دهند:

عادت، ترس از تنبیه، ایدیولوژی، منابع شخصی، مسایل روانی (مثلا تحت شستشوی مغزی قرار گرفته باشند).   جین شارپ باور دارد از آنجایی که قدرت حاکمیت، منشعب از پیروی تعداد کثیری از اعضای جامعه است، حاکم مستبد این امکان را ندارد که این «پیروی و حرف شنوی» را برای همیشه تضمین کند، چون تعداد آنها زیاد است. حال اگر مبارزین، به این تعداد زیاد ارتباط برقرار کنند،  و آنها را آگاه نمایند، این رابطه «حرف شنوی و پیروی» شکسته خواهد شد، و حاکم قدرت خود را از دست خواهد داد.

البته لازم است در اینجا به نظرات آنتونیو گرامشی اشاره کنم، نظریه پرداز ایتالیایی که در زمینه «هژمونی» صاحب نظر است. وی باور دارد که در دنیای مدرن دیگر حاکم یا طبقه حاکم، به وسیله زور یا با تامین منافع افراد وابسته برای حفظ قدرت خود تلاش نمی کند، بلکه به جای توسط به زور و سرکوب، تلاش می کند تا با «سلطه فرهنگی» و از طریق تسلط به ایده های مرسوم در جامعه، قدرت را به دست گیرد و جامعه را مجبور به «پیروی و حرف شنوی» نماید.

این نظریه آنتیونیو گرامشی، از شرایط کنونی جامعه ایران چندان هم فاصله ندارد و در سالهای اولیه پس از انقلاب ۱۹۷۹، ما شاهد این بوده ایم که بخش مهمی از قدرت رژیم جمهوری اسلامی، از چنین این هژمونی فرهنگی ناشی می شد، اما در دهه اخیر، به دلیل همه گیر شدن استفاده از ماهواره و اینترنت، و از طرفی بر ملا شدن جنایات رژیم، این هژمونی دیگر وجود ندارد، و حاکمیت تمامیت خواه جمهوری اسلامی، تنها با توسل به سرکوب و اصول شش گانه ای که جین شارپ در بخش ^^ توضیح داده بود، مشغول حکمرانی بر ایران است.

سیاست النصر بالرعب و پادزهر آن:

ابتدا باید بدانیم سیاست رژیم برای اطمینان از «پیروی و حرف شنوی» مردم ایران چه است؟ شاید اوج این سیاست را بتوان در «سیاست النصر بالرعب» ملاحظه نمود، که معنای آن، پیروزی به کمک ایجاد وحشت است. این سیاست ریشه در تاریخ اسلام دارد، و به عنوان مثال، در در صحیح البخاری (۳۳۵)، حدیثی از پیامبر اسلام وجود دارد که چنین گفته:

أخبرنا جابر بن عبد الله: أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: (أعطيت خمسا، لم يعطهن أحد قبلي: نصرت بالرعب مسيرة شهر، وجعلت لي الأرض مسجدا وطهورا، فأيما رجل من أمتي أدركته الصلاة فليصل، وأحلت لي المغانم ولم تحل لأحد قبلي، وأعطيت الشفاعة، وكان النبي يبعث إلى قومه خاصة، وبعثت إلى الناس عامة).

ترجمه: جابر بن عبدالله، از پیامبر نقل می کند که گفت: «خداوند به من پنج چیز اعطا نموده، که به هیچ یک از پیامبران دیگر نداده است، اول: خداوند به من پیروزی بر مبنای وحشت اعطا نمود.....»

این حدیث، پایه گذار سیاست کلی افراد طرفدار اسلامی سیاسی شده است، یعنی کسانی که مایل هستند حکومت اسلامی را بر قرار سازند، از حدیث فوق بهره می گیرند و سیاست کلان خود را بر اساس آن قرار می دهند.

نمونه آن را می توان در اعمال داعش در عراق دید، که چگونه هنگام ارتکاب جنایات، به فیلمبرداری دست می زنند و تلاش می کنند برای نشر این فیلم ها و اخبار، از شبکه های مجازی و اینترنت، نهایت بهره را بگیرند.

حکومت جمهوری اسلامی نیز همان ابتدا این سیاست را داشته است، لیکن بعد از فروپاشی شوروی، و اینکه دیگر جنگ سردی نبود، و با روی کار آمدن خامنه ای، این سیاست گسترش بیشتری یافته است.

در دو دهه گذشته، ما شاهد این بوده ایم که جمهوری اسلامی، مخالفان را آزار می داده، و تلاش داشته تا اخبار این آزار، بیشتر منتشر شود. اعدام هایی که در ملا عام در ایران انجام می گیرد، نیز از این سیاست نشات می گیرد.

اوج این سیاست را می توان در طی سرکوب جنبش سبز دید، زمانی که در زندان های رژیم به جوانان معترض تجاوز می شد، و اجازه داده می شد این اخبار منتشر شود. در حقیقت، با نشر این خبر، رژیم تلاش می کرد به دیگران بگوید که ما از هیچ جنایتی روی گردان نیستیم، در نتیجه شما نباید به خود جرات مخالفت با ما را  بدهید.

 

 

پادزهر این سیاست:

پادزهر سیاست یادشده،  آگاهی و اطلاع رسانی به مردم است. زمانی که مردم بدانند سیاست رژیم ایجاد وحشت است، دیگر این سیاست از کارایی می افتد و کارآمد نخواهد بود.

لحظه ای خود را در خیابان های تهران تصور کنید، و زمانی که خود را در میان یکصدهزار نفر تظاهرات کننده مخالف دیگر می یاببید. شما و دیگر تظاهر کنندگان، به خوبی می دانید که رژیم سیاست «پیروزی مبنتی بر وحشت» را دارد، در چنین شرایطی، تهدید رژیم و «بلوف» آنها، برای دست زدن به جنایت و خشونت، کارسازی ندارد. تظاهرکنندگان با خود خواهند اندیشید: «ما یکصد هزار نفر هستیم، مگر چند نفر از ما را می توانند بکشند؟!»

این سیاست، کارآمد نبودن خود را در تظاهرات معروف عاشورا، در جنبش سبز نشان داد:

علی رغم کشتن مردم (مثلا ندا آقا سلطان در سال ۲۰۰۹)، چند ماه بعد مردم در عاشورا به شکل بسیار گسترده ای به خیابان آمدند. این واقعه نشان می دهد که سیاست «پیروزی مبنتی بر ایجاد وحشت» دیگر در ایران کارساز نیست. حال وقتی که به یاد می آوریم این در این چند سال پس از جنبش سبز، تا چه حد آگاهی مردم فزونی یافته، و تا چه مشکلات رژیم با جامعه بین المللی بیشتر شده، می توانیم به ضعف رژیم پی ببریم.

سیاست ایجاد وحشت از فردای ایران:

در این چند سال اخیر، رژیم تلاش کرده تا این ایده را در ذهن مردم ایجاد کند که کسانی که در سال ۱۳۵۷ انقلاب کردند، حال از کرده خود پشیمان هستند، و آرزوی زمان شاه را دارند، این انقلابیون می دانند که نتیجه عمل آنها، به ضرر ایران شده است. حکومت ج.ا.  تلاش می کند این ایده را گسترش دهد که اگر این حکومت جنایتکار از قدرت کنار برود، مردم از آرزوی حکومت خامنه ای را خواهند داشت!!

پادزهر این سیاست می بایست توسط اپوزسیون ایران تهیه و تولید شود، یعنی اینکه با ارایه برنامه مشخص و با ایجاد سازمان دهی درست، به مردم ایران نشان دهند که آنها مانند خمینی، با وعده آب و برق مجانی بر سر کار نمی آیند، و می دانند که بعد از سرنگونی رژیم ج.ا.، چگونه می بایست این رژیم را اداره کنند.

در حقیقت، وحشت مردم از این خواهد بود که بعد از سرنگونی رژیم، کار به کجا خواهد رسید؟ و چه گروهی کار را به دست خواهد گرفت؟ این وظیفه اپوزسیون است تا برنامه مشخص و منجسمی را ارایه نماید.

چرا نباید به خشونت متوسل شد؟

پیکار خشونت پرهیز، به معنای منفعل بودن و بی تفاوتی نیست، بلکه پیکار خشونت پرهیز به معنای فعالیت است، لیکن تنها در طی این فعالیت، از آسیب رساندن به دیگران خودداری می شود.

جین شارپ، به عنوان بزرگترین تئوریسین بی خشونتی، به صراحت بر فعالیت و نظم در طی کنش های بی خشونت، تاکید می ورزد. او با مقایسه بی خشونتی با جنگ، باور دارد که بی خشونتی به مانند شرکت در یک جنگ است، همانگونه که در یک جنگ، سربازان، می بایست استراتژی و تاکیک مشخصی داشته باشند، بلکه افراد شرکت کننده، می بایست به مانند سربازان، دارای اشتیاق و نظم بوده، و آماده هزینه دادن باشند.[۱۹]

گاندی بین پیکار خشونت پرهیز با عدم بهره گیری از خشونت، تفاوت قایل است، در نگاه او، «بی خشونتی» به دو نوع مثبت و منفی تقسیم می شود، نوع منفی به معنای عدم استفاده از خشونت است، و به معنای این است که در هیچ شرایطی و به هیچ دلیلی، نمی بایست از خشونت بهره گرفت،  و نباید به هیچ شخصی، آزار جسمی یا روانی رسانید، و یا حتی در باره کسی به بدخواهی نیز دست نزد، این سیاست شامل همگان می شود، حتی کسانی که قصد آزار فرد را دارند. به دیگر عبارت، شخص باید آنچنان از خشونت دوری جوید، که برای کسانی که او را آزار می دهند نیز «بدخواهی» نکند و به آنها آزاری نرساند.

هر چند که گاندی این پرهیز از خشونت را لازم می داند، ولی آنرا کافی نمی داند. از نظر گاندی، اشخاصی که تنها به همین پرهیز از خشونت بسنده می کنند، ضعیف هستند، و آنرا خشونت پرهیزی افراد ضعیف لقب می دهد.[۲۰]

این در حالی است که نوع مثبت خشونت، به معنای «کنشگری» و «فعالیت» به همراه پرهیز از خشونت است، و گاندی باور دارد که می بایست نه تنها نسبت به دیگران، حتی کسانی که ما را آزار می دهند، بدخواهی نکرد، بلکه می بایست برای آنها «نیکی» طلب نمود. جالب آنجاست که گاندی باور دارد هر گونه تنفر، تفکرات منفی و پلید، دروغ گویی و یا حتی آرزوی بد برای دیگران، با چارچوب «کنش های خشونت گریز» در تناقض است.

گاندی باور دارد که باید بین مبارزه با یک بی عدالتی و تلاش برای از بین بردن بی عدالتی، با بدخواهی برای فرد خطاکار، تفاوت قایل شد، و پیکار خشونت پرهیز، به دنبال هدف اول است و خواستار بدی و یا آزاد فرد خطا کار نمی باشد.

شیوه سرنگونی رژیم، می تواند نوع رژیم را در آتیه تعیین کند:

بعد از موج سوم دمکراسی در دهه هشتاد و سالهای آغازین دهه نود میلادی، ما شاهد انقلاب های بدون خشونت بوده ایم، و پژوهش های صورت گرفته تایید می کنند که روش های خشونت پرهیز از انقلاب یا مقاومت های مسلحانه، موفق تر بوده اند. (مارتین ۲۰۰۷).   دیگر پژوهش ها نشان می دهد که در انقلاب های خشونت پرهیز، احتمال دست یافتن به دمکراسی افزایش می یابد. (تئورال ۲۰۱۰). [۲۱]

آکرمن و همکاران  به پژوهش در میان شصت و هفت کشوری که شاهد تغییر در بازه زمانی ۱۹۷۳ تا ۲۰۰۴ بوده اند، دست زده اند، و تایید می کنند که «نوع و جنس قدرتی» که به تغییر رژیم می انجامد، در موفقیت / عدم موفقیت این تغییر برای دست یابی به دمکراسی، بسیار اثر دارد. به دیگر عبارت، اگر برای ایجاد تغییر و سرنگون کردن یک رژیم، به روش های خشونت آمیز متوسل شویم، احتمال اینکه رژیم آینده یک رژیم دمکراتیک باشد، بسیار کاهش می یابد.[۲۲]

اهمیت رهیافت خشونت پرهیز برای دست یابی به دمکراسی و کرامت انسانی در میان شهروندان ایران را می توان در تغییرات شگرفت انتهای قرن بیست و اوایل قرن بیست و یکم ملاحظه نمود، مردم تمامی کشورهای بلوک شرق در اروپای شرقی پس از فروپاشی شوروی، موفق شدند بدون خشونت، نظام تمامیت خواه حاکم بر کشور را به دمکراسی تغییر دهند.[۲۳]

شاید پر بیراه نباشد اگر ادعا کنم که توسل به شیوع رهیافت خشونت پرهیز در ایجاد انقلاب در جامعه، ناشی از افزایش آگاهی در جامعه و بلوغ سیاسی آن باشد، چه آنکه برای توسل به خشونت پرهیزی لازم است تا:

            الف) اعضای جامعه بدانند هدف آنها چیست؟

            ب) به آنچنان بلوغی دست یافته باشند تا بدانند که بدون خشونت نیز می توان دیکتاتوری را به زانو درآورد،

نقش مردم در ایجاد تغییر:

جین شارپ در کتاب «گاندی و قدرت سیاسی» می نویسد که گاندی، به سه اصل زیر برای ایجاد تغییر باور داشته است:

  • یک تغییر شخصیتی، به نحوی که فرد از موقعیت تسلیم و پذیرش دیکتاتور، به موقعیت «عزت نفس» برسد،
  • افراد جامعه این واقعیت را بپذیرند که ادامه حیات رژیم، تنها به دلیل همکاری آنها ممکن شده است،
  • افراد جامعه، برای توقف این همکاری، تصمیم قاطعی بگیرند. [۲۴]

تنها پس از اینکه شهروندان به سرنگونی رژیم مصمم گشتند، آنگاه شروع به پرسش درباره مشروعیت اخلاقی سران رژیم کرده، نافرمانی و عدم همکاری را آغاز کرده، و زمینه سقوط آنها را فراهم می کنند.

سرکوب مردم، توسط رژیم، تنها به قدرت مند شدن مردم و مخالفان می انجامد. پس مهم این است که این بازی کی آغاز شود، هر گاه که شروع شود، یک دومینو بی بازگشت آغاز می شود، مشروط بر اینکه مردم تغییر را بخواهند، و جایگاه خود را بدانند:

اهمیت استراتژی:

جین شارپ باور دارد که برای پیروزی بر یک دیکتاتور، لازم است روند زیر طی شود:

  • اراده و اعتماد به نفس در میان مردم ایجاد شود.
  • گروه های مختلف جامعه مدنی تقویت شوند،
  • نیروی داخلی و اپوزسیون قدرتمندی ایجاد شود،
  • یک استراتژی صحیح به کار گرفته شود.

انتخاب استراتژی مناسب، اهمیت به سزایی دارد. می بایست با شناخت عمیق از جامعه ایران، مسایل اقتصادی، اجتماعی، و قدرت /ضعف سران رژیم در عرصه های خاص، نسبت به برنامه ریزی برای نافرمانی مدنی اقدام نمود. معنای آن این است که استراتژی باید به نحوی تدوین گردد، که اندک اندک، قدرت خود را افزایش دهد.

نباید فراموش نمود که:

  • موتور محرک کنش های خشونت پرهیز، خواسته مردم برای زندگی بهتر است.
  • اهمیت به زیر سوال بردن مشروعیت رژیم، و تمرکز برای مشروعیت زدایی از بخش بالای رژیم،
  • یادآوری اهمیت قدرت مردم برای ایجاد تغییر،

برای سرنگونی این رژیم، می بایست یک استراتژی کلان داشت، و می بایست معین شود که این پیکار را از کجا شروع می کنیم، به کجا می رویم، و از همه مهمتر، هدف مشخص ما، سرنگون کردن رژیم است. قدم های مهم برای نیل به این هدف، به شرح ذیل است: مشروعیت زدایی، آگاهی رسانی درباره قدرت مردم، ایجاد اعتماد به نفس،  معرفی آلترناتیو، شروع کار با کنش های کوچک و محدود، گسترش کار به کنش های گسترده، استفاده از تکنولوژی،

از مراحل زیر می توان برای فازهای اصلی این استراتژی کلان بهره گرفت:

  • مرحله اول: باید مردم از پوشالی بودن قدرت خامنه ای آگاه شوند،
  • مرحله دوم: قبل از شروع رسمی پیکار خشونت پرهیز،  باید زمینه جلب اعتماد مردم فراهم شود، و مردم بدانند که یک اپوزسیون قدرتمند، برای اداره کشور بعد از سرنگونی رژیم وجود دارد؛
  • مرحله سوم: ایجاد هسته های اولیه در تهران و شهرستان ها، برای زدن جرقه تظاهرات.[۲۵]
  • مرحله چهارم: داشتن برنامه های مشخص برای اعتصابات، تظاهرات و دیگر کنش های خشونت پرهیز.

بر طبق توصیه جین شارپ، لازم است تا مشخص شود که موانع اصلی دست یابی به آزادی چیست؟ چه عواملی دست یابی به آزادی را تسهیل می کند؟ قدرت اصلی دیکتاتوری در چیست؟ نقاط ضعف دیکتاتور کدام است؟ قدرت نیروهای دمکرات و همسو در کجا هستند؟

جوجیتسو سیاسی:

جوجیتسو، نام یک ورزش رزمی ژاپنی است، که به استفاده از روش های «نرم و تکنیکی» برای مبارزه با حریف تاکید می ورزد، و یکی از تکنیک های این ورزش، بهره گیری از نیروی حریف برای زمین زدن او است.

با توجه به نکته فوق، در طی پیکار خشونت پرهیز، از نام این ورزش بهره گرفته شده است، و از آن به عنوان جوجیتسو  سیاسی یاد می شود.  یکی از پژوهشگران علوم اجتماعی، جیتسوی سیاسی را اینچنین تعریف می کند:

 «جیستوی سیاسی، حاصل یک پارادوکس است، وقتی که یک رژیم سرکوب گر، از قدرت خود برای سرکوب افراد غیر مسلح بهره می گیرد. در چنین شرایطی، این سرکوب باعث می شود که همدردی با افرادی که به کنش بی خشوت دست زده اند، افزایش یابد، و در همان حال، مشروعیت و حمایت رژیم سرکوبگر کاهش یابد....»[۲۶]

در دو دهه اخیر، رژیم ج.ا. در دو بازه زمانی، در اوج ضعف قرار داشته است، اول کوی دانشگاه ۷۸ و سپس جنبش سبز. چه آنکه در هر دوی این رخدادها، به سرکوب گسترده متوسل شده است. هر چند که در نگاه اول، سرکوب های گسترده شاید نشان قدرت رژیم تلقی شود، اما  کنشگران حرفه ای به خوبی می دانند که هرگاه یک رژیم دیکتاتوری، برای سرکوب گسترده مخالفان خود اقدام کند، وارد فازی شده که می تواند آغازگر روند سرنگونیش باشد، و در حقیقت ضعف شدید خود را نشان می دهد. جین شارپ از این رهیافت، به عنوان « جوجیتسو سیاسی political jiu-jitsu » یاد می کند، چون هر چه سرکوب گسترده تر باشد، آنگاه خشم شهروندان جامعه افزایش می یابد، و شانس حضور فعالانه شهروندان برای سرنگونی افزایش می یابد.

شناسایی پاشنه آشیل رژیم:

شناسایی پاشنه آشیل رژیم دیکتاتوری اهمیت به سزایی دارد. این پاشنه آشیل، نیز زنان ایران هستند.  از نگاه نگارنده، حکومت ج.ا. دو پاشنه آشیل دارد:

  • مهمترین پاشنه آشیل رژیم جمهوری اسلامی، به میدان آوردن زنان ایران است. زنان ایران طبقه ای آگاه، و در عین حال به شدت در این سی و اندی سال، تحت سرکوب بوده اند.
  • پاشنه آشیل بعدی رژیم، سایت آشتی ملی است. چون سران آن به راحتی جدا می شوند. به نظر می رسد که همبستگی در میان سران رژیم به شدت کاهش یافته، و زمینه آشتی ملی فراهم است.[۲۷] تلاش برای ایجاد ارتباط با کارمندان رده های پایین پلیس و سپاه، اهمیت به سزایی دارد. باید آنها از مفهوم آشتی ملی آگاهی یابند.

لازم به ذکر است که اقتصاد، پاشه آشیل این رژیم محسوب نمی شود. ایران کشوری ثروتمند است، و سران رژیم با فروش ارزان نفت و دیگر منابع کشور، می توانند به شکل بخور و نمیر، زندگی مردم را تامین نمایند.

  • پاشنه آشیل بعدی، استفاده بهینه از عملیات روانی یا psychological operations  است. به صورت پیش فرض، بهره گیری از عملیات های روانی اهمیت دارد، لیکن در ایران به دلیل جو روانی موجود در جامعه، اهمیت دو چندانی دارد. مثلا بهره گیری از طنز، ابزار بسیار قدرتمندی است.

پاشنه آشیل آزادی خواهان ایران:

پاشنه آشیل مخالفان، توسل به خشونت است.

باید بر این نکته تاکید ورزید که دست زدن به هر گونه خشونتی، به دلایل زیر، منافع آزادی خواهان ایران را به خطر خواهند انداخت:

  • جکومت ج.ا. بهانه ای برای سرکوب خواهد داشت،
  • فشارهای جامعه بین المللی بر رژیم کاهش خواهد یافت، چه آنکه رژیم ادعا خواهد نمود تنها مشغول سرکوب تروریست ها است،
  • میل دیگر شهروندان ایرانی برای پیوستن به این جنبش کاهش خواهد یافت،
  • همانطوری که در پژوهش های فوق نشان داده شد، حکومت هایی که در پی استفاده از شیوه های خشونت آمیز، قدرت را به دست می گیرند، معمولا خود نیز به سوی دیکتاتوری می روند.

دوره های ده ساله قیام مردم ایران:

به نظر می رسد که در ایران، پس از هر دوره ده ساله ای، شاهد یک قیام مردمی هستیم، و گو اینکه پتانسیل های مردم ایران یکباره جمع می شوند. در اواخر دهه شصت، شاهد قیام مردم اکبرآباد (در نزدیکی تهران) بودیم، که به شدت سرکوب شد. همچنین پس از آن، در دهه هفتاد، (سال ۷۸) شاهد قیام مردم در کوی دانشگاه بوده ایم، و قریب ده سال بعد، در ما شاهد شکل گیری جنبش سبز بوده ایم.

اگر نظریه فوق درست باشد، می توان ادعا نمود که در یک تا سه سال آتی، ما شاهد شکل گیری یک قیام مردمی دیگر در ایران خواهیم شد.

منابع:

برای نوشتن این کتابچه، از منابع زیر نیز بهره گرفته ام:

  • Sharp (P). 2005. "Waging Nonviolent Struggle: 20th Century Practice and 21st Century Potential". Boston: Extending Horizons Books,
  • Sharp (G). 2009. "Self-Liberation". The Albert Einstein Institution
  • Sharp (G). 2013. HOW NONVIOLENT STRUGGLE WORKS
  • Sharp (G). 2010. "From Dictatorship to Democracy A Conceptual Framework for Liberation" (4th edition). The Albert Einstein Institution
  • Helvey (R). 2004. On Strategic Nonviolent Conflict- Thinkng about the fundamentals. The A Einstein Inst.
  • Parkman (P). 1989. Insurrectionary Civic Strikes in Latin America.
  • Nonviolent Civic Action, A Study Guide Series on Peace and Conflict For Independent Learners and Classroom Instructors, United States Institute of Peace
  • Martin (B). 2007. Justice ignited the dynamics of backfire: Rowman.

[۱] Dalton, Dennis. (1993). Mahatma Gandhi: Nonviolent Power in Action. Columbia University Press.

[۲] Johan Galtung ، جامعه شناس (متولد ۱۹۳۰) نروژی است، وی بنیانگذار مرکز مطالعاتی صلح و نبرد است،

[۳] Galtung (J). 1967. THEORIES OF PEACE, A Synthetic Approach to Peace Thinking. International Peace Research Institute, Oslo

[۴] Nordenfelt, L.2004. "The varites of Dignity" health care Analysis, P-68

[۵] Locke (J). Second Treatise of Government. Chapter. Vii. Part 94

[۶] Rawls, J. (1971). A Theory of Justice. Harvard university press, P 363

[۷] Strategic Nonviolent Conflict: The Dynamics of People Power in the Twentieth Century, People Power Primed: Civilian Resistance and Democratization

[۸] Civil resistance

[۹] برای این تعریف از منبع زیر استفاده شده است:

Roberts,A.  Ash, A. (2009).  Civil Resistance and Power Politics: The Experience of Non-violent Action from Gandhi to the Present, Oxford University Press,

[۱۰] Nonviolent Resistance

[۱۱] Sharp (G). 2010. "From Dictatorship to Democracy A Conceptual Framework for Liberation" (4th edition). The Albert Einstein Institution

[۱۲] Gene Sharp, ed., Waging Nonviolent Struggle: 20th Century Practice and 21st Century Potential (Boston: Porter Sargent, 2005), pp. 41, 547

[۱۳] Authority

[۱۴] Human resources:

[۱۵] Skills and knowledge

[۱۶] Intangible factors

[۱۷] Material resources

[۱۸] Sanctions

[۱۹] ر.ک.  به ص ۶۷ از:

Sharp, Gene. (1973). The Politics of Nonviolent Action. Porter Sargent, Boston, USA.

[۲۰] nonviolence of the weak

[۲۱] Teorell (J). 2010. Determination of democratization: Explanining regime chanice in the World: 1972-2006. Cambridge University pres.

[۲۲] karatnycky (A) and Akerman (P). 2005. How freedom is won? Freedom house New York.

[۲۳] البته یک مورد استثنا در این زمینه وجود دارد،  و آن نیز رومانی است. تغییرات در رومانی بدون خشونت آغاز شد، ولی در در نهایت به خشونت گرایید.

[۲۴] ر.ک. به:

Sharp, G. 1979. Gandhi as a Political Strategist, with Essays on Ethics and Politics. Boston: Porter Sargent. page 43.

[۲۵] کافیست در تهران پنجاه نفر داشته باشیم، و اینها قبول کنند سر ساعت مشخصی، در مکان خاصی بروند. ولی مهم است این افراد مطمین باشند. که لو نروند و پلیس بتواند همه را دستگیر کند. تجربه شخصی من از کوی دانشگاه این است که مردم به محض دیدن یک هسته قدرتمند و متحد، به آن می پیوندند.

[۲۶] Nepstad, Sharon Erickson. 2011. Nonviolent Revolutions: Civil Resistance in the Late 20th Century. Oxford Studies in Culture and Politics. New York: Oxford University Press.

[۲۷] در اینباره یک به پژوهشی دست زده ام، که در مقاله ای دیگر منتشر خواهد گشت.